القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )
221
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )
باب پانزدهم در ولايت عهدى على عليه السلام به جانشينى رسول اكرم ( ص ) و عهدهاى خدا و رسول نسبت به آن حضرت در كتاب « جمع الفوائد » از ابن عباس آمده است كه گفت : ما گروه اصحاب رسول اللّه با هم نشسته و بحث مىكرديم . پيرامون اين موضوع كه رسول خدا ( ص ) « هفتاد عهد به نفع على انعقاد فرمودند كه هيچيك را نسبت به غير او منعقد نكردند . نيز ( معجم الصغير ) . حموينى با ذكر سند از ابن عباس نقل كرده است : كه گفت رسول خدا ( ص ) « هشتاد عهد نسبت به على عليه السلام دارد كه نسبت به غير او چنين نبوده است . » ابو نعيم با ذكر سند از ابو برزه اسلمى از رسول خدا نقل كرده كه فرمود : « انّ اللّه عزّ و جلّ عهد الىّ فى علىّ عهدا ان عليّا رايهء الهدى و امام اوليائى و نور من اطاعنى و هو الكلمهء التّى الزمها المتّقين من احبّه احبّنى و من ابغضه ابغضنى فبشرّه » همانا خداوند از من نسبت به على عهدى گرفته است مبنى بر اينكه على پرچم هدايت و پيشواى دوستان من و نورى است كه مرا اطاعت كند و او « كلمه » ايست كه وجودش متقين را ملزم به رعايت حقيقت مىكند . هر كس او را دوست بدار مرا دوست داشته است و هر كس او را دشمن دارد مرا دشمن داشته است . اين ابو برزه او را به اين مقام بشارت بده . پس هنگامى كه على آمد او را بشارت داديم ، او به رسول خدا ( ص ) عرض كرد : يا رسول اللّه من بنده خدايم و در قبضه قدرت او مىباشم اگر عذابم كند به گناهم عذابم فرموده و اگر نعمتش را با آنچه بدان بشارت داده شدم تمام كند ، پس او تعالى اولى به اعطاء نعمت است . » رسول اكرم ( ص ) به درگاه خداوند عرض كرد « اللّهمّ اجل قلبه و اجعله ربيعهء الايمان » بار الها دلش را منور گردان و او را بهار ايمان قرار بده . » سپس فرمودند « پروردگارم جل جلاله فرمودند : « چنين كردم . » سپس حق تعالى فرمودند : « من على را به بلاء و آزمايش مختص نمودم . » گفتم : « اى پروردگار ، او برادر و وصى من است . » فرمودند : « اين چيزى است كه از پيش