القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )
191
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )
از اهل آسمان نگهبانىام مىكنى يا از اهل زمين ؟ اهل زمين كه توان اين را ندارند كه زيانى به من برسانند مگر به اذن خداى آسمانها ، « فارجع » ، « فرجع » برگرد . سپس قنبر برگشت . از جمله سخنان آن حضرت است كه فرمودند : « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » « 1 » - « اگر تمام پردهها كنار بروند و عجائب آفرينش مكشوف شوند چيزى بر يقين من افزوده نمىشود . » آن حضرت در جنگ صفين ميان دو صف حق و باطل حركت مىكردند ، امام حسن عليه السلام به او عرض كرد : عاقبت جنگ به كجا خواهد كشيد ؟ فرمودند : « يا بنّى انّ اباك لا يبالى وقع على الموت او وقع الموت عليه » - « اى پسرم همانا پدرت از اينكه در كام مرگ افتد يا مرگ او فرا رسد باكى ندارد . » هنگامى كه ابن ملجم ملعون به فرق مباركش ضربت زد گفتند : « فزت و ربّ الكعبه » - « به خداى كعبه سوگند كه رستگار شدم . » و از جمله سخنان آن حضرت كه فرمودند : « عجب دارم از كسى كه در وجود خداوند شك مىكند و حال آنكه آفرينش او را مىبيند . » و فرمودند : « ما شككت فى الحقّ منذ رأيته ؟ » « از وقتى كه حق را دريافتم ، هرگز در آن شك نكردم و عجب دارم از آنكه منكر رستاخيز قيامت است و حال آنكه آفرينش ابتدايى را مىبيند . « عجبت لمن شكّ فى اللّه و هو يرى خلق اللّه و عجبت لمن انكر النشأهء الاخرى و هو يرى النشأهء الاولى . » « عجب دارم از كسى كه خلق خدا را مىبيند مع الوصف در وجود خدا شك مىكند و عجب دارم از كسى كه رستاخيز آخرت را منكر است و حال آنكه رستاخيز اولين را مىبيند . از اسيد بن صفوان نقل شده كه گفت : چون روز شهادت حضرت امير فرا رسيد مردى كه مىگريست آمد و مىگفت امروز خلافت نبوت منقطع شد . رسول اكرم ( ص ) فرمودند : « اى ابو الحسن تو اولين پذيرنده اسلام و خالصترينشان از حيث ايمان و شديدترينشان از لحاظ يقين و بيمناكترينشان از خداوند و رنج كشيدهترين و پرابتلاءترين و در برابر اوامر و نواهى رسول خدا در رعايت حق محتاطترين مىباشيد . »
--> ( 1 ) - نهج البلاغه .