القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )

168

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )

فقد قتلنى و من ابغضك فقد ابغضنى و من سبّك فقد سبّنى لأنّك منّى كنفسى ، روحك من روحى و طينتك من طينتى » ، - هر كس تو را بكشد مرا كشته و هر كه تو را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است هر كس به تو ناسزا بگويد به من ناسزا گفته است ، زيرا تو نسبت به من چون جان من مىباشى ، روح تو از روح من و سرشت تو از سرشت من است . و انّ اللّه تبارك و تعالى خلقنى و خلقك من نوره و اصطفانى و اصطفاك فاختارنى للّنبّوهء و اختارك للامامهء فمن انكر امامتك فقد انكر نبّوتى . - همانا خداوند متعال مرا و تو را از نور خودش آفريد و مرا و تو را برگزيد ، مرا براى نبوت و تو را براى امامت ، پس كسى كه منكر امامت تو بشود منكر رسالت من شده است . يا على ( انت وصيى و وارثى و ابو ولدى و زوج ابنتى امرك امرى و نهيك نهيى اقسم باللّه الّذى بعثنى بالنّبّوهء و جعلنى خير البريّهء انّك لحجّه اللّه على خلقه و امينه على سرّه و خليفهء اللّه على عباده ) - اى على تو وصى و وارث و پدر فرزندان ، و همسر دخترم مىباشى . فرمان تو فرمان من و نهى تو نهى من است سوگند بخداييكه مرا به نبوت مبعوث كرد و بهترين انسانم قرار داده ، بدون كمترين ترديد نيست كه تو حجت خدا بر خلقش ، و امينش بر سرش ، و خليفه‌اش بر بندگانش هستى . ابن مغازلى و موفق ابن احمد از مجاهد از ابن عباس نقل كرده‌اند كه رسول اكرم ( ص ) فرمودند : على منّى مثل رأسى من بدنى - على اهميتش نسبت به من همچون اهميت سرم نسبت به بدنم باشد . بدگويى از على ! ! ! ؟ در « سنن ترمذى » از عمر ابن حصين نقل شده كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله سپاهى را بفرماندهى « على » عليه السلام اعزام كردند . چهار نفر از صحابه كه در سپاه بودند ، ناخوش داشتند و با يكديگر قرار گذاشتند كه در مراجعت با رسول خدا موضوع را در ميان گذارند ، بر حسب معمول هنگام مراجعت خدمت رسول خدا رسيدند . يكى برخواست و موضوع را گفت رسول خدا از او رو برتافت دومى و