القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )

162

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )

موسى الا انّه لا نبّى بعدى » . - اين على گوشتش گوشت من و خونش خون من و او نسبت به من همچون نسبت هارون به موسى را دارد ، جز اينكه بعد از من پيامبرى نيست و نخواهد آمد . » على مخزن علم رسول خدا عليهما السلام اين روايت را موفق از ام سلمه چنين نقل كرده كه رسول خدا به امّ المؤمنين گفت : « يا امّ سلمه و اشهدى هذا علىّ عيبهء علمى و بابى الّذى اتى منه و اخى فى الدّنيا و الآخره و معى فى السّنام الا على « 1 » » . اى ام سلمه بشنو و گواه باش اين على خزانه دانش من است و درى است كه از او بسوى حق درآيند ، او برادر من در دنيا و آخرت است و در بالاترين مراتب بهشتى ، با من است . احمد ابن حنبل با ذكر سلسله سند از ابن ابى اوفى نقل كرده گفت : در مسجد النبى به حضور رسول خدا مشرف شدم در حالى كه بين اصحابش بود و صيغه برادرى مىخواند « على » عليه السلام گفت : « يا رسول اللّه با يارانت چنين به جا آوردى و با من خير ؟ » رسول اكرم ( ص ) فرمود : « و الّذى بعثنى بالحق نبيا اخّرتك لنفسى فانّك منّى بمنزله هارون من موسى الا انّه لا نبّى بعدى فانت اخى و وارثى و انت معى فى قصرى فى الجنّه مع ابتنى فاطمه و انت رفيقى ثمّ قرا - اخوانا على سرر متقابلين « 1 » - المتحابّون فى اللّه ينظر بعضهم الى بعض . » - « اى على قسم به آنكه مرا به حق مبعوث نمود تو را تأخير انداختم براى خود ، تو نسبت به من همان نسبت هارون به موسى را دارى ، جز اينكه بعد از من پيامبرى نخواهد آمد ، تو برادر و وارث منى ، در قصر بهشتىام با من ، و همراه دخترم فاطمه ، تو رفيق من هستى . سپس صيغه اخوت را جارى كرد و آيه « على سرر متقابلين » را قرائت كرد و افزود بر سريرهاى بهشتى رو در روى يك ديگر محبوب يك ديگر ، براى خدا كه بعضى

--> ( 1 ) - حجر 47 .