القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )

160

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )

و حسابشان نسبت به خدا . پس خداوند به دست او پيروزى آفريد . ابن ماجه « حديث فتح خيبر بدست على » را روايت كرده است . در « جمع الفوائد » آمده كه پادشاه خيبر « مرحب » بود ، در حالى كه رجزخوانى مىكرد بيرون آمد و گفت : قد علمت خيبر انّى مرحب * شاكى السّلاح بطل مجرّب اذا الحروب اقبلت مضطرب خيبر مىداند كه من مرحب مىباشم * برافراخته شمشير و شجاعى كار آزموده‌ام هنگامى كه آتش جنگ مشتعل شد ، ميدان مىلرزد و « على » عليه السلام مىفرمودند : « انا الّذى سمّتنى امّى حيدره * ضرغام آجام و ليث قسوره » سپس با ضربتى سر مرححب را به زمين افكند و او را بجهنم و اصل كرد پس « فتح خيبر » بدست او بود . مسلم و ابو داود اين را نقل كرده‌اند عبد اللّه در « زوائد مسند » بسند خود از بريده نقل كرده كه گفت مدتى خيبر را محاصره كرده بوديم و فتح نمىشد رسول خدا ( ص ) فرمودند : « فردا پرچم » را به دست مردى مىدهم كه محب خدا و رسولش و نيز محبوب خدا و رسولش مىباشد تا پيروز نشود برنمىگردد آنشب را با طيب خاطر خوابيدم به اميد اينكه فردا پيروزى با ماست و انتظار دريافت « پرچم » فرماندهى را از دست رسول خدا مىداشتيم سپس « على » عليه السلام را بلند كرد و « پرچم » را به او داد و به دست او پيروزى حاصل شد و من در انتظار براى « پرچم » ماندم . در « صحيح بخارى » با ذكر سند از مصعب ابن سعد از پدرش نقل كرده كه رسول خدا براى جنگ « تبوك » خارج شد و « على » عليه السلام را بخلافت خود برگزيد . « على » گفت : « آيا مرا با زنان و كودكان بر جا مىگذارى رسول اكرم ( ص ) فرمودند : « الا ترضى ان تكون منّى بمنزله هارون من موسى الا انّه ليس نبىّ بعدى » - آيا خشنود نيستى كه نسبت تو به من از لحاظ مقام و منزلت عين نسبت هارون به موسى باشد جز اينكه بعد از من پيامبرى نيست . در صحيح بخارى با ذكر سند از سعد وقاص از رسول خدا ( ص ) نقل كرده كه به « على » فرمودند : « اما ترضى ان