أبو مخنف الأزدي ( مترجم : جواد سليمانى )

92

مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي )

كن ، عمرو هم مهرش كرد ، و عبد الله بن جعفر و يحيى [ بن سعيد ] به [ حسين عليه السّلام ] ملحق شدند ، يحيى نامه را براى [ حسين عليه السّلام ] قرائت كرد ، و حسين [ عليه السّلام ] در پاسخ به وى [ عمرو بن سعيد ] نوشت : « تحقيقاً كسى كه به خداى عزّ و جلّ دعوت مىكند و عمل صالح انجام مىدهد و مىگويد من از مسلمين هستم ، با خدا و رسولش مخالفت نمىورزد . تو مرا به در أمان بودن و نيك‌رفتارى و بخشش و كرم دعوت كرده‌اى . امّا بهترين أمان ، أمان خداست [ چون ] كسى كه در دنيا از او نهراسد خدا به روز قيامت به دو أمان نخواهد داد ، بنابراين ما از خدا خوفش را در دنيا مىطلبيم تا موجب امانش در روز قيامت شود . اگر خواستى با اين نامه بخشش و نيكىاى در حق من بكنى در دنيا و آخرت جزاى خير نصيبت خواهد شد . و السلام » ( 1 ) سپس [ عبد الله بن جعفر و يحيى بن سعيد به طرف عمرو بن سعيد ] برگشتند ، و گفتند : نامه را برايش خوانديم و تلاش كرديم [ تا او را قانع كنيم برگردد اما نپذيرفت ] ، از چيزهايى كه برايمان به عنوان عذر مطرح كرد اين بود كه گفت : « خوابى ديده‌ام كه رسول خدا [ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ] در آن بود و در آن مأموريتى يافته‌ام كه به انجام خواهم رساند چه به ضرر من باشد و چه به نفع من » . آن دو به [ حضرت ] گفتند : آن خواب چه بوده ؟ [ حضرت ] فرمود : [ تاكنون ] براى هيچ كس نقل نكرده‌ام و تا زمانى كه پروردگارم را ملاقات نكنم [ براى كسى ] نقل نخواهم كرد ! « 1 »

--> ( 1 ) تاريخ طبرى ، 5 / 387 و 388 ، به نقل از أبى مخنف از حارث بن كعب والبى و ارشاد شيخ مفيد ، 2 / 68 و 69 ، با كمى حذف و تغيير .