أبو مخنف الأزدي ( مترجم : جواد سليمانى )

87

مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي )

ابن عباس گفت : پناه مىبرم به خدا از اين كار ! خدا به شما رحم كند بفرماييد آيا به طرف قومى مىرويد كه اميرشان را كشته‌اند و شهرهايشان را در اختيار خويش گرفته‌اند و دشمنانشان را از شهرشان بيرون كرده‌اند ؟ اگر اين كارها را انجام داده‌اند [ اين مقدمات را فراهم كرده‌اند ] نزدشان برو ، ولى اگر فرماندارشان هنوز به صورت ماهرانه بر آنان فرمانروايى مىكند و عمال او در شهرها ماليات مىستانند ، در اين حال از شما دعوت به عمل آورده‌اند [ در حقيقت ] شما را به جنگ و كشت و كشتار دعوت كرده‌اند . من مىترسم آنان شما را فريب داده ، به شما دروغ بگويند و با شما مخالفت ورزيده ، تنهايتان بگذارند ، و [ ابتدا ] از شما يارى طلبيده ولى [ در نهايت ] بدترين دشمنان شما گردند . [ امام ] حسين [ عليه السّلام ] فرمود : از خدا طلب خير مىكنم و امور را زير نظر مىگيرم . « 1 » غروب يا فرداى [ آن روز ] عبد الله بن عباس [ بار ديگر نزد حسين عليه السّلام ] آمد و گفت : پسر عمو ! مىخواهم صبر كنم امّا نمىتوانم ، مىترسم اين سفر به هلاكت و نابودى شما منتهى شود ! عراقيان قومى پيمان‌شكن و خيانت‌پيشه‌اند ، به آنها نزديك مشو . در همين شهر [ مكه ] بمان شما سيّد [ و آقاى ] اهالى حجاز هستى ، اگر مردم عراق شما را مىخواهند - كما اين كه اين طور خيال مىكنند - برايشان بنويس كه [ اگر راست مىگويند ] دشمنشان [ عمّال بنى اميّه ] را بيرون كنند ، آنگاه شما نزدشان برو . اگر اين [ پيشنهاد ] را نمىپذيرى و حتماً مىخواهى از [ مكه ] خارج شوى لااقل به يمن برو ، چرا كه يمن سرزمين پهناورى است و در آنجا قلعه‌ها و قبايل بزرگى وجود دارد . دعوت‌كنندگانت را بفرست [ تا مردم آن سامان را به شما بخوانند ] ، اميدوارم

--> ( 1 ) مصدر پيشين ، همانجا .