أبو مخنف الأزدي ( مترجم : جواد سليمانى )

60

مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي )

و جنگجويان شما را در جنگ‌هاى اهل شام بدون چشم داشتى متفرق سازد . « 1 » بىگناه را به جاى گناهكار و حاضر را به جاى غايب دستگير كند ! تا جايى كه ديگر در ميانتان كسى از گنهكاران باقى نماند مگر اين كه سزاى دستاوردشان را بچشند ! [ ساير ] اشراف هم همين طور [ با مردم ] سخن گفتند . ( 1 ) وقتى مردم گفته‌هاى آنها را شنيدند شروع كردند به متفرق شدن ! « 2 » هر زنى نزد پسر و برادرش مىآمد و مىگفت : برگرد ! مردم جايت را پر مىكنند ! و يا هر مردى نزد پسر يا برادرش مىآمد و مىگفت : فردا اهل شام جلويت ظاهر مىشوند [ در آن صورت ] با جنگ و شرّى [ كه به پا مىشود ] چه خواهى كرد ؟ ! برگرد . و او را مىبرد ! « 3 » [ در اين اثنا ] محمد بن أشعث بيرون آمد و كنار خانه‌هاى بنى عماره توقف كرد . عمارة بن صلخب أزدى در حالى كه مسلّح بود و مىخواست نزد [ مسلم ] بن عقيل برود ، به [ محمّد ] برخورد ، [ محمد ] او را دستگير كرد و به سوى ابن زياد فرستاد و [ ابن زياد ] او را زندانى كرد . [ بعد از اين ماجرا مسلم ] بن عقيل عبد الرحمن بن شريح شبامى را از مسجد ، همراه تعداد زيادى از مردم [ به جنگ با محمد بن أشعث فرستاد ] . « 4 » قعقاع بن شور ذهلى از منطقه‌اى از كوفه كه عرار ناميده مىشد به مسلم و اصحابش حمله كرد ، « 5 » و به محمد بن أشعث پيغام فرستاد كه من از عرار به [ مسلم ]

--> ( 1 ) يعنى از غنائمى كه مسلمين در جنگ با روميان مىگيرند چيزى به آنها ندهد . ( 2 ) تاريخ طبرى : 5 : 370 و 371 ، به نقل از أبى مخنف از سليمان بن أبى راشد از عبد الله بن خازم كثيرى و ارشاد شيخ مفيد ، 2 : 53 و 54 ، با كمى تغيير . ( 3 ) تاريخ طبرى ، 5 / 371 ، به نقل از أبى مخنف از مجالد بن سعيد و ارشاد شيخ مفيد ، 2 / 54 ، با كمى تغيير . ( 4 ) تاريخ طبرى ، 5 / 371 ، به نقل از أبى مخنف از أبو جناب كلبى . ( 5 ) تاريخ طبرى ، 5 / 381 ، اين قسمت را طبرى از أبى مخنف نقل نكرده بلكه از هارون بن مسلم از على بن صالح از عيسى بن يزيد نقل كرده است .