أبو مخنف الأزدي ( مترجم : جواد سليمانى )
47
مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي )
آمدهام تا پناهم بدهى و مهمانم كنى ، [ هانى ] گفت : « خدا رحمتت كند ! تكليف سنگينى بر شانهام نهادهاى ، اگر داخل خانهام نمىشدى و [ فرد ] مورد اطمينانى نبودى دوست داشتم - و از طرف شما مىخواستم - از خانهام خارج شوى ! ولى حرمت [ و رسم عربى ] مانع اين كارم مىشود ! و عذر مثل منى را كسى نمىپذيرد كه شخصى چون شما را نشناخته باشم [ لذا پناهت نداده باشم ] ! بيا داخل . بالأخره مسلم را پناه داد . شيعيان همچنان در خانهء هانى بن عروة نزد مسلم رفت و آمد داشتند ، « 1 » وقتى « 2 » مسلم بن عقيل به خانهء هانى بن عروة تغيير مكان داد و هجده هزار نفر با او بيعت كردند بواسطهء عابس بن أبى شبيب شاكرى نامهاى [ به شرح زير ] به حسين عليه السّلام نوشت « 3 » : همانا « 4 » فرستاده به خانوادهاش دروغ نمىگويد ، هجده هزار نفر از اهالى كوفه با من بيعت كردهاند ، وقتى نوشتهام به دستت رسيد با عجله به سويمان بيا ، مردم همگى با شمايند ، و نظر و ميلى به فرزندان معاويه ندارند ، و السلام . » [ تاريخ ارسال اين نامه ] بيست و هفت شب قبل از قتل مسلم بود . « 5 » معقل شامى در جستجوى مسلم « 6 » ( 1 ) ابن زياد غلامش معقل را خواست ، گفت : اين سه هزار درهم را بگير ، مسلم بن عقيل و يارانش را پيدا كن ، و اين سه هزار درهم را به آنها بده ، بگو ! از اين سه هزار درهم در جنگ با دشمنانتان استفاده كنيد ، به آنها بگو تو از آنهايى ، اگر اين سه هزار درهم را به آنها ببخشى خاطرشان جمع شده به شما اطمينان مىكنند . و هيچ چيز از
--> ( 1 ) تاريخ طبرى ، 5 : 362 و رك : ارشاد شيخ مفيد ، 2 : 45 . ( 2 ) أبى مخنف از جعفر بن حذيفه طائى نقل مىكند . ( 3 ) تاريخ طبرى ، 5 : 375 . ( 4 ) أبى مخنف از محمد بن قيس نقل مىكند . ( 5 ) رك : تاريخ طبرى ، 5 : 395 با كمى تغيير . ( 6 ) أبى مخنف از معلّى بن كليب از أبى ودّاك نقل مىكند .