أبو مخنف الأزدي ( مترجم : جواد سليمانى )
41
مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي )
بيعت سران شيعه ( 1 ) . . . بعد مسلم به سوى كوفه حركت كرد با اتفاق قيس بن مصهر صيداوى و عمارة بن عبيد سلولى و عبد الرحمن بن عبد الله بن كدنى أرحبى وارد كوفه شده و به خانه مختار بن أبى عبيد وارد شد . شيعيان نزدش رفت و آمد مىكردهاند ، وقتى جمعى از شيعيان نزد او گرد آمدند ، نامه حسين عليه السّلام را بر ايشان قرائت نمود و آنها شروع به گريه كردند . عابس بن أبى شبيب شاكرى برخاست ، بعد از حمد و ثناى خدا گفت : من از طرف مردم به شما خبر نمىدهم ، و نمىدانم در دلشان چه مىگذرد ، شما را در مورد آنها فريب نمىدهم ، و الله آنچه مىگويم بنايى است كه با خود گذاشتهام . به خدا قسم اگر دعوتم كنيد اجابت مىكنم و در كنارتان با دشمنان مىجنگم ، و همراهتان شمشير مىزنم تا به لقاء الله برسم ، و در اين كار جز آنچه خداست را نمىطلبم . حبيب بن مظاهر فقعسى أسدى بلند شد و به او گفت : خدا رحمتت كند ، با سخنى كوتاه آنچه در دل داشتى را بيان كردهاى ، قسم به خدايى كه الهى جز او نيست ، من هم همين بنا را با خود گذاشتهام . سعيد بن عبد الله حنفى هم همين را گفت . خطبه نعمان بن بشير [ والى كوفه ] ( 2 ) . . . شيعيان همچنان نزد مسلم رفت و آمد مىكردند تا اينكه مكانش فاش شد و خبرش به نعمان بن بشير رسيد ، [ نعمان ] بر منبر رفت و پس از حمد و ثناى خدا