أبو مخنف الأزدي ( مترجم : جواد سليمانى )

31

مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي )

امام حسين عليه السّلام در راه مكّه ( 1 ) عقبة بن سمعان « 1 » مىگويد : از مدينه بيرون آمديم وارد بزرگ راه [ مدينه به مكه ] شديم ، برخى از أهل بيت حسين عليه السّلام به ايشان گفتند : چطور است از بزرگ راه نرويم همانطور كه عبد الله بن زبير نرفت ، در اين صورت [ گروه ] تعقيب به شما نمىرسد ؟ ! حسين عليه السّلام فرمود : نه و الله من از بزرگ راه جدا نمىشوم منتظر مىمانم تا قضاى الهى به آنچه محبوب درگاهش است تعلق گيرد . نظر عبد الله بن مطيع عدوى در مورد حركت امام عليه السّلام به كوفه ( 2 ) [ عقبة بن سمعان در ادامه مىگويد ] بعد با عبد الله بن مطيع روبرو شديم ، [ وى ] به حسين عليه السّلام گفت : فدايت شوم ، كجا مىروى ؟ حضرت فرمود : در حال حاضر قصد مكه دارم ولى بعد از مكه از خدا طلب خير مىكنم . [ هر جا كه او خير بداند همانجا مىروم ] عبد الله گفت : خدا خيرت بدهد ، فدايت شويم اگر وارد مكه شدى ، به كوفه نزديك نشو ، كوفه شهر شوم و محنت‌زايى است ، در كوفه پدرت كشته شد ، [ در كوفه ] برادرت تنها گذاشته شد و با ضربه‌اى كه نزديك بود جانش را بر بايد ترور گرديد . پس ملازم حرم [ مكه ] باش ، شما سيد و آقاى عرب هستى و الله احدى از مردم

--> ( 1 ) أبى مخنف از عبد الرحمن بن جندب از عقبة بن سمعان نقل مىكند . . .