فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
27
وسيلة الخادم إلى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم ( ع ) ( فارسي )
اسلام ، به دليل نوشتن كتابى در طرق حديث غدير مورد طعنه و بىحرمتى قرار گيرد . اين امر به وضوح از شرح حال طبرى به ويژه آنچه در معجم الادباى ياقوت حموى آمده به دست مىآيد . با فروكش كردن اين نزاعها در قرن ششم ، نگارش كتابهايى دربارهء اهل بيت عليهم السّلام شتاب خاص خود را گرفت و آثار تعديل در تسنن ، در برخورد با ائمه اهل بيت عليهم السّلام ، بيش از پيش آشكار گرديد . علاوه بر اين ، برخى از شيعيان ، با شركت در مجالس حديث عالمان سنت ، مجموعهء احاديثى را كه از طرق آنها در فضايل اهل بيت رسيده بود يك جا گردآورى كردند . يك نمونهء روشن كتاب عمدهء ابن بطريق و ديگرى كتاب اليقين سيد بن طاووس ( م 664 ) است كه تمامى روايات آنها از طريق محدثان اهل سنت روايت شده گرچه مؤلفان آنها شيعى مذهبند . برآمدن سبط بن جوزى از خاندان ابن جوزى ، كه خود حنبلى سرسختى بود ، مؤيد تعديل در حنابله بغداد است ، كسانى كه با طبرى چنان برخوردى كرده و حتى اجازه سماع حديث از او را به كسى نمىدادند . كتاب تذكرة الخواص سبط بن جوزى يكى از بهترين شواهد براى ايجاد تعادل در تسنن افراطى است . هر چند متعصبان او را شيعه دانستهاند ، اما او خود را چنان مىنمايد كه در مرز تشيع و تسنن ايستاده است . نمونهء ديگرى كه مربوط به قرن ششم است امام ابو الفضل يحيى بن سلامة الحصكفى « 1 » ( م 551 يا 553 ) است . بنا به نقل ابن طولون ، او قصيدهاى در مدح دوازده امام سروده است . بخشى از سروده او كه نام دوازده امام در آن آمده چنين است : حيدرة و الحسنان بعده * ثم على و ابنه محمد و جعفر الصادق و ابن جعفر * موسى ، و يتلوه علىّ السيّد أعنى الرضا ، ثم ابنه محمد * ثم علىّ و ابنه المسدّد الحسن التالى و يتلو تلوه * محمّد بن الحسن المعتقد « 2 » مناسب مىنمايد عبارتى نيز از رشيد الدين ابو الفضل ميبدى ( زنده در 520 ق ) از عالمان اهل سنت و صاحب تفسير كشف الاسرار و عدّة الابرار دربارهء فاطمهء زهرا عليها السّلام نقل كنيم . اين عبارت كه در اوج زيبايى ادبى است ، نشانى از ادب پارسى شيعى مىباشد . او در
--> ( 1 ) . دربارهء او نك : معجم الادباء ج 20 ، ص 18 . ( 2 ) . الشذرات الذهبيه فى تراجم الائمة الاثنىعشريه عند الاماميه ( اين اثر با عنوان الائمة الاثنى عشر با تحقيق صلاح الدين منجد چاپ شده ) ص 41 ( بيروت دار صادر ) .