العلامة الحلي ( مترجم : عليرضا كهنسال )

55

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي )

رهبرش از گناه او پيراسته است و خود بار گناه خويش را بر دوش خواهد گرفت . دانشمندى نيكو گفته است : « هر عاقلى كه امور را به آزمون و تجربه دريافته باشد ترديد ندارد كه اگر مدتى در آتش بماند و اعضاى او گسسته شود ، حرارت آتش را حس مىكند . محال است اهل بغداد با جمعيت زياد و داشتن حواس سالم با سپاه بزرگى در حال جنگ و نواختن كوس و كرنا روبرو شوند و هيچ يك از آنان اين سپاه را نبينند و صدايى نشنوند . محال است همه زمينيان به آسمان بنگرند و آن را نبينند . ناممكن است كه در آسمان هزار خورشيد باشد و هر يك هزار چندان خورشيد و به ديدار نيايند . ممتنع است كه به انسانى بنگريد و يك سر بر پيكر او ببينيد و در همان حال هزار سر ديگر داشته باشد كه هر يك مانند سر مرئى باشند و ديده نشوند . محال است شخصى به درشت‌تر بانگ خويش ، در حضرت هزار تن ، هزار بار و هر بار چنان كه همگان شنوند فرياد كند كه زيد نيامد و همه ، همهء سخن او را بشنوند جز حرف نفى را . علم ما به محال بودن اين امور بسيار آشكارتر از آگاهى ما نسبت به اين مطلب است كه پس از خروج از منزل ، ظرفهايمان به دانشمندان منطق و هندسه تبديل نمىشوند و فرزندى كه ديروز ديده‌ايم همان است كه امروز مىبينيم و با فرو بستن ديده ، هزار خورشيد پديد مىآيد و با گشودن آن همه نابود مىشوند . به رغم آنكه خداوند بر ايجاد چنين موجوداتى تواناست و آنها در نهاد خويش ممكن هستند . از همين دست است كودك شيرخوارى كه هم اكنون زاده شده است و عامل ولادت او پدر و مادر بوده‌اند و از عمر او هزار سال نگذشته است ، با آنكه چنين چيزى در ذات خود و با نظر به قدرت الهى ممكن است . « 1 » همگان سوفسطاييان را در مانند اين قضايا به تندترين لحن ، دروغزن دانسته‌اند با آنكه چنين امورى محال نيستند پس حال اشعريان چگونه خواهد بود زيرا آنان چيزهايى

--> ( 1 ) . دليل اشاعره در مانند اين مسائل را در كتاب « الفصل » ابن حزم ، ج 5 ، ص 14 مىتوان يافت .