العلامة الحلي ( مترجم : عليرضا كهنسال )

49

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي )

اين كتاب را نگاشتم و نهج الحق و كشف الصدق نام نهادم . در آن به كوتاه سخن كمر بستم و بسيار گفتن را وانهادم . بر چند مطلب كه آشكار و نه بسيار بودند ، بسنده نمودم . من حق ستيزى رهبران خصم را براى پيروانشان هويدا ساختم و عيان نمودم كه سران ايشان قضاياى بديهى را منكرند و مشاهدات حسى را مكابرند . لا جرم در خيل سوفسطاييان داخلند و به احكامى كه خردش نمىپسندد عاملند . اين همه از آن كردم كه مىدانستم مخالف منصف ، اگر بر مذهب رهبر خود آگهى يابد از او بيزارى مىجويد و دورى مىكند . مقلد در مىيابد كه پيشواى او به خطا رفته و لغزيده و به گفتار و كردار ، حق را عصيان ورزيده . اگر پيروان بر انصاف تكيه كنند و از گردنكشى و كژروى باز ايستند و به انديشه صواب بازگردند ، تقليد رهبران را فرو مىنهند و گفته سرانى را كه شادمانى عاجل را بر كامرانى آجل برگزيده‌اند ، بىاعتبار مىسازند . بدينسان از اخلاص و خلاص ، حظ وافر مىيابند و در نجات مىكوبند . اما اگر مقلدان مخالف حق ، بر تقليد پاى افشارند ، واى بر ايشان از آتش موعود و صادق آيد بر آنان قول خداى تعالى : « آنگاه كه پيشوايان عذاب را بنگرند و از فرمانبران خويش بيزارى جويند و پيوند ميان ايشان گسسته گردد . » « 1 » اين كتاب را تنها به سبب بيم از خدا و اميد به او نگاشتم . خواهان رهايى از شكنجه دردناك اويم كه اگر حق را بپوشم و دست از ارشاد خلق بشويم ، مرا در خواهد يافت .

--> ( 1 ) . بقره : 166 از اين موضع ، تمام آيات كتاب ، با ترجمه آقاى عبد المحمّد آيتى نوشته شده است . ( م )