العلامة الحلي ( مترجم : عليرضا كهنسال )
20
نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي )
شهرها آوازه پيچيد و معظم حلّيان از بيم به بيابان گريختند . شيخ سديد الدين از اندك برجا مانده بود . هولاكو فرمان فرستاد و بزرگان شهر به حضور خواست . اجابت نكردند كه بر احوال او وقوف نداشتند و از فرجام كار ترسان بودند . شيخ سديد الدين به اذن علاء الدين و تكله ، رسولان خان ، به تن خويش نزد هولاكو شتافت و بغداد فتح نشده بود . شاه مغول پرسش گرفت : چگونه انجام كار ناديده به ديدارم شتاب آوردى ؟ اگر با خليفه سازش كنم و باز گردم چه كنى ؟ شيخ پاسخ آورد : خطبهاى زوراء نام « 1 » از امامم امير مؤمنان بدست است كه به پشتگرمى آن پيشاهنگ شدم : بغداد ! از بغداد چه دانى ؟ ! انبوه از درختان سخت ، سراهاى استوار و مردمان بسيار ، گنجوران و مشعلهايشان . فرزندان عباسش از بهر تن خود وطن گيرند و براى زر خويش مسكن . ديار كامرانى و نادانى آنان و شهر ستمرانى و نابسامانى آنان . پيشوايان نابكار ، سران گناهكار ، دستوران خيانت مدار . پارسى و رومى به خدمتشان ميان بسته و از امر و نهى معروف و منكر باز نشسته . مردان همسر مردان و زنان همبر زنان . پس آنگاه اندوه فراگير و گريه پايان ناپذير ، واى و ويل و عويل بر بغداديان از هجوم سخت تركان . جنگاورانى خرد چشم ، فراخ چهره بسان سپرهاى كوفته ، آهنين پوش ، تن و روى تهى از موى . پيشرو ايشان شاهى است كه بانگ رسا دارد و از خاستگاه و نخستين سرزمين فرمانروايى آنان مىآيد . سخت كمان و بلند همت است ، بر هر شهرى درآيد آن را گشايد و هر پرچمى به نبردش آيد دير نپايد . واى بر آنكه به رزمش آهنگ كند ، هماره چنين با فتح قرين است . . . پس شيخ با هولاكو گفت : ما اين صفات را در شما يافتيم و اميدوار ، آهنگ بارگاهتان كرديم .
--> ( 1 ) . اين خطبه به عبارات مذكور در نهج البلاغه كنونى يافت نشد . ( م )