عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )
70
الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )
حضرت امير المؤمنين على بن ابيطالب عليه الصلاة و السلام بوده است و حضرت پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - ولايت را بر او عرضه كرد و اين بار مورد پذيرش او قرار گرفت . اين بود كه حضرت وى را به ماليدن به گاهوارهء حضرت حسين عليه الصلاة و السلام فرمان داد . « 1 » همچنين پرتوى از نور الهى ، بر گردآورنده و مؤلف اين گوهرهاى درخشان ، تابيدن گرفته است كه تفصيل آن چنين است : به آستان آن بزرگوارى كه سرشار از عظمت قدسى است ، منزل كردم و بدان جناب بلند مرتبه و منيع پناه بردم . روزى كه دريافتم هيچ يك از وسايل پزشكى نمىتواند بيمارى مرا درمان كند ، شش سال از دردى كه در كمر و سرين چپ و ساق پا تا پشت پايم احساس مىكردم ، مىگذشت تا جايى كه گاهى در نماز به اشارت ، ركوع مىكردم و راه رفتن تا حرم مطهّر براستى برايم مشكل شده بود ، و نيز در روز شهادت حضرت ابو جعفر جواد عليه الصلاة و السلام - در آخر ماه ذى القعده - به ايشان كه « باب المراد » هستند ، متوسل آمدم . از آب زعفرانى كه معمولا در مراسم سوگوارى ايشان موجود بود ، گرفتم و بر مواضع درد ماليدم و مابقى را نوشيدم . آنگاه سه ماه به انتظار لطف و مرحمتش ماندم . تا آن كه پس از زيارت اربعين ، راهى مرقد مقدّس شدم ، به قصد پناهندگى ؛ زيرا كه او پناهگاه بنده و بازگشت گاه اوست به سوى مولا و سرورش . از شيعه ، چه جاى شگفتى ، اگر به آستان امامش پناه برد و بر خواستهاش اصرار ورزد . اين ، فرمايش صادق اهل بيت ، حضرت امام جعفر عليه الصلاة و السلام است كه : « شيعتنا خلقوا من فاضل طينتنا فلهم معنا قرابة يفرحون لفرحنا و يحزنون لحزننا و قد اوذوا فينا و لم نؤذ فيهم فنحن نتألم لتألمهم و نترحم عليهم كل صباح و مساء » « شيعيان ما از اضافهء گل ما آفريده شدهاند . پس با ما خويشاوندى دارند ؛ براى شادى ما خوشحال و براى اندوه ما ، محزون مىشوند . آنان براى هوادارى ما آزار مىبينند ، ولى ما براى آنان اذيّت نمىشويم و از همين رو ، درد ايشان ما را متألم مىكند و هر صبح و شام ما را به ترحّم بر آنان وامىدارد . »
--> ( 1 ) - بصائر الدرجات ، ص 19 ، باب 16 .