عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )

58

الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )

« على بن خالد » پس از شنيدن ماجراى آن مرد ، نامه‌اى به « عبد الملك زيّات » نوشت و او را از واقعيّت ماجرا با خبر ساخت . امّا « عبد الملك » در پشت همان نامه برايش نوشت : به او بگو همان كه تو را در يك شب از شام به كوفه و از آن جا به مدينه و مكه مىبرد و بازمىگرداند ، خود از زندان خارجت كند . « على » از مشاهدهء عناد و دشمنى « عبد الملك » اندوهگين شد و روز بعد ، صبح زود به زندان رفت تا آن مرد شامى را به صبر براى رسيدن فرج بخواند . هنگامى كه به زندان رسيد ، ديد زندانبانان هراسان و سراسيمه هستند و مىگويند : مردى كه از شام بدين جا آورده بودند ، نيست ؛ نمىدانيم زمين دهان گشوده يا پرنده‌اى وى را ربوده است . « على بن خالد » كه زيدى مذهب بود ، پس از اين ماجرا به امامت معترف مىشود و اعتقادش درست مىگردد . « 1 » « عبد اللّه بن رزين » مىگويد : در مدينة الرسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - مجاورت داشتم . هر روز حضرت امام جواد عليه الصلاة و السلام را مىديدم كه هنگام ظهر به مسجد آمده ، در صحن به سوى قبر حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم مىرفتند و دوباره بازمىگشتند به طرف خانهء حضرت فاطمهء زهرا عليها الصلاة السلام ، كفش از پاى مبارك بيرون مىكردند و به نماز مىايستادند . با خود انديشيدم وقتى امام عليه الصلاة و السلام تشريف آوردند ، از خاك محلّ پاى ايشان برمىدارم . روزى به انتظار نشستم تا به مقصودم نايل آيم . هنگام ظهر مركب حضرت وارد شد . امّا ايشان در جاى هر روزه فرود نيامدند . قدم

--> - داد . او نيز عبد الملك را در همان تنور انداخت . پس از چند روز وى را بيرون آورد و دستور داد بر پشت و شكم او بزنند تا بميرد . مىگويند جسدش را سوزاند ، و به قولى جسد را به فرزندانش تحويل دادند تا دفن شود . ماجراى نقل شده در يازدهم ربيع الاول سال 233 هجرى اتفاق افتاد . داستان زندگى وى را در اين كتابها مىتوان جستجو كرد : بدايه ، ج 10 ، ص 311 . نجوم الزاهره ، ج 2 ، ص 271 . فهرست ابن نديم ، ص 177 . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 370 . ( 1 ) - اين داستان بين علما مشهور است و در بسيارى از كتب نقل شده است ؛ از جمله : اصول كافى ، شيخ كلينى ، باب « النص على الجواد » . ارشاد ، شيخ مفيد . اختصاص ، شيخ مفيد . مناقب ، ابن شهر آشوب . اعلام الورى ، شيخ طبرسى . روضة الواعظين ، فتال . خرايج ، راوندى . بصائر الدرجات ، صفار . مدينة المعاجز به نقل از ثاقب المناقب .