عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )
35
الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )
اتمام حجّت ليكن با كمال تأسّف ، مردمانى نيز بودند كه نفاق و آتش كينه در دلهاشان لانه كرده بود . آنان براى اعراض از امر امامت و از بين بردن آن ، در پى وسايل گوناگون بودند تا در حدّ توان خود ، اقدام به پراكندن مردم از گرد وجود امام عليه الصلاة و السلام و تنها گذاردن او نمايند . از جمله اين شبهاتى را كه عوام فريب است ، به خورد ضعيفان مىدادند و از طريق آنان در بين مردم منتشر مىساختند . آنان در اين راه ، براى مطرح كردن انديشههاى پنهانى خود ، چيزى جز شبههء عدم شباهت ميان پدر و فرزند نيافتند و به همين دليل ، حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام را مجبور داشتند تا آن فرزند را به قيافهشناسان « 1 » بنمايد تا شايد بدين واسطه به نيّات پليد خود دست يابند و به گمان خود ، نور خداوند را با دهانشان خاموش سازند ، ليكن خداى تعالى نور خود را - هر چند به كراهت كافران است - تمام مىكند . به همين دليل ، آرزوهايشان بر باد رفت و تلاششان بيهوده ماند و حجّت خدا درخشش بيشتر و حق ، روشنى فراوانتر يافت .
--> ( 1 ) - قيافهشناسان [ القافه ؛ جمع قائف ] كسانى هستند كه از روى شباهت اندام به نسبت شخص به پدر يا برادر حكم مىكنند . قيافهشناسى در نزد اعراب جايگاه مهمّى داشت . علماى اماميّه تعليم و تعلّم و گرفتن مزد در قبال انجام اين عمل را حرام مىدانند . اين حرمت ، در بين علماء ، گاه بطور مطلق موجود است ؛ مانند گفتار علّامه در منتهى ، تذكره ، قواعد ، تحرير ، ارشاد و نهايه و قول ابن ادريس در سرائر و نيز سخن شهيد در لمعه ، سبزوارى در كفايه ، مقداد در تنقيح و سيّد در رياض . و گاه در صورتى كه موجب فعل حرام يا منجر به اظهار نظر قطعى گردد ؛ مانند آنچه شهيد در مسالك و روضه ، محقق ثانى در جامع المقاصد ، اردبيلى در شرح ارشاد ، ميرزاى كرباسى در مناهج و شيخ معظم در جواهر قائل شدهاند . صاحب حدائق به استناد حديثى كه در جواهر آمده است ، استفادهء عدم تحريم نموده است و مىگويد : روايت در مقابل اجماع قاصر است و احتمال دارد فرمايش حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام مبنى بر اين كه « شما به نزد قيافهشناسان بفرستيد » براى بيان عدم مشروعيّت باشد ، نه براى رفع تهمت . بيان آن حضرت مىرساند كه ايشان به صحت و درستى قيافهشناسى در اين مورد عالم بوده و صرفا براى آشكار شدن حجّت عليه كسانى كه اين پيشنهاد را ارائه داده بودند ، بدين صورت بيان فرمودهاند . زيرا هر كس كه اطلاع جزئى از ديانت اسلام داشته باشد ، عدم جواز اين عمل و استفادهء از آن را مسلّم مىداند ، چه رسد به اين كه به استناد آن ، مسائل مربوط به ارث و نكاح حل گردد . ضمنا مشروعيت لعان از واضحترين دلائل عدم اعتبار قيافهشناسى مىباشد . و امّا در ميان فقهاى اهل سنت : نووى در شرح صحيح مسلم و حاشيهء ارشاد السارى ، ج 6 ، ص 226 . اختلاف اهل تسنن را در مورد عمل به قيافهشناسى نقل كرده است . ابو حنيفه ، ثورى و اسحاق -