عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )

166

الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )

گفتا برادر جان ، توئى نور دو عينم * اى سر بريده از قفا ، بيكس حسينم برخيز و فكر زينب دور از وطن كن * ياد از غزالان حرم ، فخر زمن كن جسم لطيفت همچو مصحف گشته اوراق * در دامن صحرا و بر مرآت خلّاق من ذاكر و مدّاح سلطان عبادم * يك قطره از درياى احسان جوادم سر بر زانوى غم اهل عالم ، از چه رو محزون ، پريشان خاطرند * قلب محزون ، ديده گريان ، عترت پيغمبرند سر نهاده بر سر زانوى غم روح الامين * خون به جاى اشك مىريزد ز چشم مرسلين حلقهء ماتم زده در حضرت حبل المتين * زينت آغوش زهرا ، نور چشم حيدرند * * * ناله و افغان به گوشم مىرسد از هر طرف * لشكر ماتم‌زده از هر طرف ، صفها به صف يا على المرتضى ، اى درّ ايزد در صدف * تو گواهى شيعيان در اين عزا ، چشم‌ترند * * * حجّت پروردگار و آن جواد جود حقّ * آن كه دريا شد ز الطاف وجودش فانفلق ثبت گشته رتبه و نامش به طومار ورق * خلق ، زاد راحله از خرمن جودش برند * * * خاك ماتم ريخت بر فرقش ، ملك از ماتمش * كوه ، مندكّ شد ز آه و ناله و بار غمش