عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )
147
الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )
و الاخرة . « 1 » « اى پسر ابو محمود وقتى مردم به چپ و راست روى مىآورند ، تو ملازم راه ما باش ، كه با ملازمان راهمان ، همراه خواهيم بود . و هر كه از ما جدا شود از وى جدا مىشويم . كوچكترين چيزى كه انسان را از ايمان بيرون مىبرد اين است كه سنگريزه را هسته بخواند و بر اين اعتقاد باقى باشد ، ( يعنى باطل را حق ، و حق را باطل بداند ) و از مخالفان خود در اين امر بيزارى جويد . اى پسر ابو محمود اين مطلب را كه به تو گفتم خوب نگاهدار ، كه خير دنيا و آخرت را در اين سخنان برايت جمع كردم . » به هر حال توجه خوانندگان محترم را به اشتباهاتى كه در روايت ابن طلحه است ، جلب مىكنم . ابن طلحه مىگويد : « چون حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام به شهادت رسيدند و « مأمون » سال بعد به بغداد رفت ، روزى براى شكار از خانه خارج شد و اتفاقا از راهى مىگذشت كه كودكان مشغول بازى بودند و حضرت امام جواد عليه الصلاة و السلام كه در آن موقع حدود يازده سال داشتند در نزد آنان ايستاده بودند . » وى در سن حضرت اشتباه كرده است . زيرا وى مىگويد حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام در سال 203 هجرى به شهادت رسيدند . بنابراين حضرت امام جواد عليه الصلاة و السلام در آن هنگام هشت ساله بودهاند ، زيرا تاريخ تولد مبارك ايشان ، سال 195 هجرى مىباشد . در اين مورد ؛ هيثمى ، ابن صباغ و شبلنجى كه اين ماجرا را شرح دادهاند ، با وى اختلاف دارند . اينان سن شريف حضرت را حدودا نه سال مىدانند . وى مىگويد : « حضرت امام جواد عليه الصلاة و السلام نزد كودكان ايستاده بودند . . . » اشتباه اين قسمت اين است كه : « مأمون » - لعنة اللّه عليه - حضرت را در سال 211 از مدينه به بغداد خواست كه ايشان 16 سال داشتند ، و اين مطلب را قبلا هم ذكر كرديم . ايشان امام شيعه و مرجع مشكلات دين و دنياى آنان بودند و پس از شهادت پدر بزرگوارشان ، فقط هشت سال از امامتشان گذشته بود . هدف « مأمون » از انتقال
--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 7 ، ص 332 . نقل از عيون اخبار الرضا . مخفى نيست كه نهى از اعتقاد به رواياتى كه تنها مخالفان در مورد فضائل اهل بيت عليهم السلام نقل مىكنند ، منافاتى با آن ندارد كه استناد به اين روايات عليه مخالفان - به عنوان راهى خوب - مجاز مىباشد .