عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )
137
الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )
به ياد آيد و سوزد ز پاى تا سر من * غم مصيبت چون آذر امام جواد هنوز همچو صدف ، پر بود دل گردون * ز اشك ديدهء چون گوهر امام جواد ببين كه روى زمين را تمام ، گلگون كرد * سرشك چشم ز خون احمر امام جواد فكنده در مه ذيقعده آتشى به جهان * غم مصيبت چون اخگر امام جواد فغان ز كينه و بيداد و ظلم امّ الفضل * كه بود زوجهء بد اختر امام جواد بر آن خبيثه ، فزونتر عذابهاى جحيم * كند به روز جزا داور امام جواد به امر معتصم ، آن بد خصال ، زهر جفا * رساند بر بدن اطهر امام جواد گشاد در به روى شيعيان ز محنت و غم * چو بست در به روى انور امام جواد ز اشك ، ديدهء ما گشت تر ، چو آمد خشك * ز سوز زهر جفا ، حنجر امام جواد ز آتش ستم و جور ظلم امّ الفضل * به خاك تيره بدى بستر امام جواد دريغ و درد ، كه جز آه جانگداز نبود * در آن مقام ، كسى ياور امام جواد كه ناگه از وطن آمد امام دين هادى * كه بود او خلف اكبر امام جواد فغان او بگذشت از فراز چرخ كبود * بديد چون كه رخ اصفر امام جواد چو ديد ناله كه برخاست از دل پدرش * نشست با دل خونين ، بر امام جواد گرفت با دل پر غم در آن زمان از مهر * چو جان خويش به سينه ، سر امام جواد نظر ببست ز دنيا و سوى عقبى شد * شد آن قصور جنان ، منظر امام جواد فغان كه بعد شهادت ، بماند از ره كين * سه روز روى زمين ، پيكر امام جواد چو مشك ، خطّهء بغداد را معطر كرد * نسيم ، از جسد اطهر امام جواد در اين حكايت جانسوز ، همچو دخت رسول * بريخت اشك عزا مادر امام جواد در اين قضيه همى مويه كرد و آه كشيد * حكيمه آنكه بود دختر امام جواد چو چشمه نيز روان گشت اشك عارفچه * به ياد ديدهء از خون تر امام جواد « 1 » شدت سمّ ، يك شبانهروز « 2 » امام عليه الصلاة و السلام را آزار داد . تا آن كه به سال 220 هجرى در حالى كه تنها بيست و پنج سال از عمر شريفشان مىگذشت ، در روز
--> ( 1 ) - صد قصيده ، عارفچه اصفهانى ، چاپ سنگى 1369 ، ص 330 - 327 . ( 2 ) - مدينة المعاجز ، علامه سيد هاشم بحرانى ، ص 537 .