عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )
101
الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )
بندگان و كنيزان صالح خود را و اگر آنان فقيرند ، خداوند از عنايتش آنان را بىنياز مىگرداند كه او رحمتش را مىگسترد و داناست . » همانا محمد بن على بن موسى ( عليهم الصلاة و السلام ) دختر بندهء خدا « مأمون » را به عقد خويش درمىآورد و مهريهاش را همچون مهريهء دختر حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم و جدّهء خود حضرت فاطمه ( عليها الصلاة و السلام ) برابر با پانصد درهم كامل قرار مىدهد . اى امير المؤمنين ، آيا وى را با اين مهريه تزويج مىكنى ؟ « 1 » « مأمون » ( لعنة اللّه عليه ) گفت : ستايش خدايى راست كه تمام كارها در مقابلش خوار و ذليل است ، خدايى را كه جز او نيست . به ربوبيّت او اقرار مىكنم و درود خداوند را شايستهء حضرت محمد ( صلّى اللّه عليه و آله و سلم ) بنده و برگزيدهء او مىدانم . امّا بعد ، خداى تعالى نكاح را - كه بدان راضى است - وسيلهء ايجاد نسبت قرار داده است و من « زينب » ، دخترم ، را به « محمد بن على بن موسى » ( عليهم الصلاة و السلام ) به همان مقدارى كه فرمودند ، تزويج كردم . « 2 » آنگاه حضرت فرمودند : نكاح را طبق مهر مذكور ، پذيرفتم . « 3 » بدين ترتيب ، مراسم عرض تبريك آغاز شد و نثار قدوم حضرت امام جواد عليه الصلاة و السلام ، بستههايى « 4 » از نقره ، در مجلس پراكندند كه در آن مشك آميخته به زعفران بود و در ميان هر يك ، نوشتههايى بود كه نام اموال گران قيمت و املاك و باغها را بر آنها مرقوم كرده بودند . خواصّ مجلس آن را بعد از جمع كردن ، گشودند و هر يك آنچه را نوشته شده بود ، درخواست كردند . بر فرماندهان و دولتمردان كيسههاى زر فرو ريختند و ظروفى نقرهاى و آكنده از عطر شبيه به كشتى و به مجلس درآوردند كه همگان از آن استفاده كردند . غذا آوردند و حاضران خوردند و در حالى كه به بركت حضرت امام جواد عليه الصلاة و السلام ثروتمند شده بودند ، مجلس را ترك گفتند . « 5 »
--> ( 1 ) - روضة الواعظين ، ص 205 . ( 2 ) - مناقب ، ابن شهر آشوب ، ج 2 . ص 429 . ( 3 ) - روضة الواعظين ، ص 205 . ( 4 ) - اثبات الوصية ، ص 189 . ( 5 ) - ارشاد ، شيخ مفيد .