عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )

74

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )

پيغمبر ( ص ) كتابت مىكرد ، هرگاه پيغمبر از او روى برمىگرداند ، او قلم را به دهان مىگرفت پيغمبر ( ص ) فرمود : قلم را پشت گوش خود بگذار كه هم براى تو و هم براى كسى كه املا مىكند ، يادآورتر است . در روايت ديگرى آورده است كه معاويه براى پيغمبر ( ص ) كتابت مىكرد ، پيغمبر ( ص ) روزى ديد كه قلم را بر زمين گذاشته ، فرمود : پشت گوشت بگذار . قاضى عياض در الشفاء گويد : حضرت با آنكه خط نمىنوشت ، اما راهنمايىهايى كه در حسن خط فرموده ، نشان مىدهد حضرت از علم همه چيز بهره‌مند ، اما از كتابت و قرائت ممنوع بوده است . ( 1 ) مستحب بودن پاشيدن خاك بر روى نوشته ( تتريب الكتابة ) قلقشندى در صبح الاعشى « 1 » گويد : شك نيست پاشيدن ماسه و مانند آن بعد از اتمام نوشته بر روى آن مطلوب است به دو معنا : يكى تبرّك طبق روايت براى توفيق در مقاصد - چه خشك شده باشد چه خشك نشده باشد ؛ دوم خشك شدن مركب تا سياه و محو نشود ؛ كه اين كم‌اهميت‌تر است ، و گرنه بايستى بر نامه خشك شده خاك نمىپاشيدند . صاحب مواد البيان گويد : مستحب است خاك را از روى بسم الله بپاشند و از آنجا روى بقيهء نامه عبور دهند تا همهء نامه بركت يابد . مؤلف گويد : چون در مورد اين حديث بحث زياد هست ، بايد دانست كه پيشوايان حديث ، اين مضمون را با الفاظ مختلف و از راه‌هاى گوناگون روايت كرده‌اند از جمله در جامع ترمذى و سنن ابن ماجه نقل شده است ، و تعدد طرق نشان مىدهد كه اصل ثابتى دارد و قائل شدن به جعلى بودن آن مردود است ؛ چرا كه حديث منكر با تعدّد طرق به حديث ضعيف ارتقا پيدا مىكند و حديث غريب با تعدد طرق چه بسا حديث حسن شمرده شود و چون تتريب كتابت را مستحب انگاشته‌اند و مستحب را جز از حديث صحيح يا حسن اخذ نمىكنند ، معلوم مىشود محدثان ، حديث تتريب كتابت را مجموعا حسن دانسته‌اند ؛ هرچند بعضى طرقش ضعيف است ، چنان كه بغوى در كتاب المصابيح ، اين را از احاديث حسان شمرده است . اما در مورد معناى حديث ، بعضى آن را از ثلاثى مجرد ( باب نصر ينصر يا ضرب يضرب ) خوانده‌اند و گفته‌اند مراد مبالغه نيست و بعضى از باب تفعيل خوانده و گفته‌اند يعنى تراب ( - خاك ) روى نامه بپاشيد يا نامه را روى خاك قرار دهيد ، در رسيدنش به خدا

--> ( 1 ) . قلقشندى ، احمد بن على ، صبح الاعشى فى صناعة الانشاء ، ج 6 ، ص 271 .