عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
72
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
فرمود : درست نوشتهاى . عمر گويد : اين در ذهن من بود تا عبد الله بن ارقم را بر بيت المال گماشتم . در العتبيه مىافزايد : عمر گفت گذشته از پيغمبر ( ص ) ، از عبد الله بن ارقم خداترستر نديدم . از مالك نقل است كه عثمان به عبد الله بن ارقم از بيت المال سى هزار ( درهم ) جايزه داد ، عبد الله نپذيرفت . در شرح المواهب « 1 » آمده است : زيد بن ثابت كتابت وحى مىكرد و معاويه مكاتبات پيغمبر ( ص ) با قبايل و نواحى را به عهده داشت . مؤلف گويد : اينكه بعضى معاويه را كاتب وحى شمردهاند ، مورد اختلاف و بحث است . ( 1 ) نامههاى پيغمبر ( ص ) را بر پوست مىنوشتند ، اندازهء نامهها نامهء پيغمبر به مالك بن احمر ( در تبوك ) براى دعوت به اسلام ، بر پوست دباغى شده ، به طول يك وجب و عرض چهار انگشت نوشته شده بود . در قرآن كلمهء « لوح » نيز آمده ( بروج ، 22 ) و همچنين كلمهء رقّ كه به معناى پوست لطيف آمادهء نوشتن است ( طور ، 3 ) و همچنين قرطاس كه به معناى كاغذ است ( انعام ، 7 و 91 ) . در صبح الاعشى آمده كه مردم چين بر اوراق ساخته شده از جنس گياه مىنوشتند و صنعت كاغذسازى از آنجاست . هنديان بر قطعههاى حرير سپيد ، و ايرانيان بر پوست دباغىشدهء گاو ، گاوميش ، بز ، گوسفند و حيوانات وحشى مىنوشتند . كتابت ، بر لوحهاى مرمر سفيد ، بر الواح فلزى ، بر تخته الوار نخل و شاخههاى پوست كندهء نخل ، بر استخوان كتف شتر و گوسفند . . . صورت مىگرفت ، و عربها بر روش همسايگان مىرفتند تا خداوند پيغمبر ( ص ) را برانگيخت . حضرت بر چرم و پوست دباغى شده مىنوشت و صحابه نيز همان را ترجيح مىدادند كه در دسترس داشتند تا زمان هارون الرشيد ، و او دستور داد جز بر كاغذ ننويسند . ( 2 ) در صلحنامهها نويسنده صلحنامهها و عهدنامههاى پيغمبر ( ص ) ، على بن ابى طالب ( ع ) بود و در داستان هجرت آمده است كه عامر بن فهيره نويسندهء حضرت بود در عهدنامهاى كه سراقه بن مالك بن جعشم بر پوست نوشت و بعضى گويند آنكه نوشت ، ابو بكر بود ! حصين بن نمير و مغيرة بن شعبه در امور شخصى نويسنده پيغمبر ( ص ) بودند و
--> ( 1 ) . زرقانى ، شرح المواهب ، ج 3 ، ص 369 .