عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
65
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
نقل است كه عمر تعدادى نيمتنه زنانه ميان زنان مدينه تقسيم كرد و يك نيمتنه خوب باقى ماند . گفتند : يا امير المؤمنين ، آن را هم به دختر پيغمبر ( ص ) كه نزد توست بده . عمر گفت : ام سليط مستحقتر است كه در جنگ احد بر دوشش براى ما مشك آب مىكشيد . ( 1 ) تهيهء نبيذ در كوزههاى سبز ابن اثير در اسد الغابه و ابن حجر در الاصابه آورده است كه كوزه سبزى پر از كافور به پيغمبر اهدا كردند . حضرت كافور را ميان مهاجر و انصار قسمت كرد . سپس به ام حليمه فرمود : در اين كوزه براى ما نبيذ تهيه كن [ خرما يا كشمش را مدت كمى در آب مىخيساندند تا آب خوش طعم شود ] . در احوال ابو زيد بن اخطب در الاصابه آمده است كه پيغمبر ( ص ) از قدح آب مىخورد ، در قدح مويى بود . ابو زيد آن را برگرفت و پيغمبر ( ص ) وى را دعا كرد كه خدايا جمالش بده . وى را در 94 سالگى ديدند كه در ريشش يك موى سفيد نبود . ( 2 ) خدمتكار سفره از ابو عبيد نامى خادم پيغمبر ( ص ) نام بردهاند كه روزى پيغمبر ( بر سر سفره ) به او فرمود : سر دست گوسفند را به من بده . گفت مگر يك گوسفند چند سر دست دارد ؟ حضرت فرمود : اگر ساكت مىماندى ، هر چه از تو سردست مىخواستم مىدادى . ( 3 ) ظروف پيغمبر ( ص ) عاملى در بهجة المحافل آورده است در منزل پيغمبر ( ص ) ظرف چهار حلقه بزرگى بود كه به وسيله چهار مرد حمل مىشد و آن ظرف را الغرّاء مىناميدند . همچنين ظرفى چوبى با سه دسته نقره يا آهن داشت و اين ظرف نزد انس و سپس دخترش باقى بود . نيز قدحى آبگينه داشت كه در آن آب مىنوشيد و يك قدح سنگى ، و يك دست كاسه از شبه داشت كه هر وقت گرمىاش مىشد ، حنا و رنگ در آن مىسرشت و بر سر مىگذاشت . همچنين مشربهاى مسى داشت و پيمانهاى كه با آن فطريه جدا مىكرد . نيز يك زين اسب داشت به نام « راج » و گليمى به نام « كز » و مشك كوچكى به نام « صادر » .