عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )

35

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )

است ) . در روايت ديگرى آورده‌اند كه حضرت به ابو زيد فرمود : نزديك بيا و دستى بر پشت من بكش ، و گاهى هم پاى حضرت را مالش مىدادند . ( 1 ) كسى كه پيغمبر ( ص ) را مىخنداند كسى به نام عبد الله ملقّب به حمار بود كه پيغمبر ( ص ) را مىخنداند و گاه ظرفى روغن يا عسل براى پيغمبر هديه مىفرستاد ، سپس صاحب كالا را مىآورد كه پولش را بدهيد . در الاصابه از سويبط بن حرمله عبدرى قضايايى نقل كرده كه پيغمبر ( ص ) و ياران يك سال بر آن مىخنديدند . در فوائد الدرر و فرائد الفكر فى شرح مختصر السير حسن بن ابى القاسم بن باديس قسطمينى در احوال سوده همسر پيغمبر ( ص ) مىنويسد كه گاهى حضرت را مىخنداند مثلا يك بار گفت : يا رسول الله ، صبح پشت سر تو نماز خواندم و در ركوع بينىام را گرفته بودم ، مبادا خون بيايد ( كنايه از ركوع طولانى پيامبر « ص » ) . ( 2 ) هم‌بازى شدن پيشوا با خويشان خردسالش از كثير بن عباس نقل است كه پيغمبر ( ص ) گاه من ، عبد الله ، عبيد الله ، قثم و غيره را جمع مىكرد و مىفرمود : هر كس در مسابقه پيش افتاد ، فلان جايزه را خواهد گرفت . در روايت ديگرى آمده كه فرزندان عباس : كثير ، عبد الله و عبيد الله را به صف مىكرد و مىفرمود مسابقه بدهيد . ( 3 ) آموزش تشريفات به هيئتهاى نمايندگى در سيره ابن اسحاق در داستان وفد ثقيف كه به رياست عبد ياليل در سال نهم نزد پيغمبر آمدند ، آورده است كه چون نزديك مدينه رسيدند ، مغيرة بن شعبه آنها را ديد رفت به پيغمبر ( ص ) خبر خوش برساند . ابو بكر او را ديد و سوگند داد پيش از من نزد پيغمبر مرو . پس ابو بكر خود نزد پيغمبر رفت و خبر آمدن وفد ثقيف را رساند ، آنگاه نزد وفد ثقيف رفت و استراحتشان داد و تعليم نمود كه چگونه پيغمبر ( ص ) را تحيت گويند ؛ چون غير از روش جاهليت چيزى نمىدانستند . ابن القيم نيز در الهدى اين داستان را آورده است . در تفسير ابو السعود حنفى آمده كه ابو بكر كسى مىفرستاد تا هيئتها را روش سلام كردن بر پيغمبر ( ص ) و حفظ وقار و آرامش در حضور ايشان را بياموزند .