عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
134
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
عذرخواهى نمايد و ابو موسى آن كار را ديگر تكرار نكرد . در تاريخ ابن عساكر از ابو صالح مولاى عباس نقل شده كه « عباس مرا نزد عثمان فرستاد ، در دار القضاء نزد او رفتم . . . » . اگر اين حديث راست باشد ، عثمان نخستين كسى است كه دار القضاء معيّن كرد . ابن رشد در جامع التحصيل آورده است مساجد محل ذكر خداست ( نور ، 36 ) و بايد منزه از ذكر غير خدا يا غير ذكر خدا باشد ؛ چنان كه عمر در كنار مسجد ، عرصهاى موسوم به بطحاء معيّن كرد كه هر كس مىخواهد شعر بخواند يا همهمه و سر و صدا كند ، آنجا برود . ( 1 ) گواهى و نوشتن قرارداد خداوند به كتابت در معاملات مدتدار و گواهى حكم كرده است ( بقره ، 282 ) . همچنين در طلاق ، رجوع و زنا ، شاهد طلبيده است . با اين حال ، لسان بن خطيب در رسالهء مثلى الطريقة فى ذمّ الوثيقه گويد : از صحابه اجرت گرفتن شاهد ، و اينكه شاهد به طور حرفهاى در دكهاى نشسته باشد ، نقل نشده است . مردم بين خود شهادت مىدادند و به نيكان و برجستگان خود اطمينان داشتند . ترمذى از عبد الحميد بن وهب از عداء بن خالد بن هوده نقل مىكند كه گفت : برايت بيعنامهاى كه پيغمبر ( ص ) براى من نوشته بخوانم ؟ گفتم بخوان . پس نوشتهاى بيرون آورد كه چنين بود : « هذا ما اشترى العداء بن خالد من رسول الله . اشترى عنه عبدا او امة لا داء و لا غائلة ، يعنى خديعة و لا خبثة » . ( 2 ) در صحيح مسلم همين روايت به شكل زير آمده : « هذا ما اشترى محمد رسول الله من العداء بن خالد ، بيع المسلم من المسلم ، لا داء و لا خبثة و لا غائلة » . قتاده گويد : « غائله » در اينجا يعنى زنا و سرقت و گريختن برده از صاحبش . عياض در المشارق گويد : در اين حديث ، خريدار و فروشنده جابهجا شده و ممكن هم است كه « شرى » و « اشترى » يا « باع » و « اتباع » به يك معنا به كار رفته باشد ، و امكان هم دارد كه دو روايت مربوط به دو واقعه باشد و تعارضى ندارند . ابن زكريا گويد : ظاهرا لفظ وثيقه به معناى مكتوبى است بيانگر كالا و بهاى آن . ابن العربى در شرح حديث ترمذى گويد : در قرارداد نام مفضول ( فرودست ) را وقتى خريدار باشد اول مىنويسند از آن جهت كه نقض عهد بر وى روا نيست و پيغمبر ( ص ) براى تعليم چنين نوشت . نوشتن مستحب است ؛ زيرا پيغمبر ( ص ) بسيارى معاملات انجام داد ، بدون آنكه نوشته شود . بايد اسم پدر و جدّ دو طرف را بنويسند ، مگر آنكه مشهور باشد ؛ چنان كه « محمد رسول الله » بىنياز از ذكر نسب است ، اما اسم پدر عداء را هم نوشتند : « عداء بن