عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
109
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
پيغمبر ( ص ) طبق حاجت و حسب موقعيت بيعت مىگرفت و نخستين شرط در بيعت ، اقامه نماز و پرداخت زكات بود . در الصحيح از جابر روايت شده كه بر اقامه نماز و اداى زكات و خيرخواهى و خلوص با پيغمبر ( ص ) و مسلمانان بيعت كردم ، و اين از آن جهت است كه جابر سيّد قوم بود ؛ پس پيغمبر ( ص ) او را به تعليم و موعظهء قوم هدايت كرده است . در صحيح بخارى در چند باب كسانى را كه دو بار بيعت كردند ، و نيز بيعت اعراب ، بيعت صغير ، كسانى كه بيعت خود را پس گرفتند ، بيعت براى دنيا ، بيعة النساء ، و كسانى كه بيعت شكستند ، بيان كرده است . ( 1 ) خلفاى بنى اميه و بنى عباس از طرف مىخواستند با سوگندهاى چندگانه بيعت خود را استوار سازد و اين كار ، گاه با اكراه بود و چون مالك فتوا داد كه سوگند به زور از اعتبار ساقط است ، بر وى فشارها وارد كردند . سپس بيعت صورت سلطنتى يافت كه به جاى مصافحه ، زمينبوسى و پاىبوسى مىكنند يا گوشهء دامن طرف بيعت را مىبوسند ؛ زيرا در مصافحهء با غير خواص ، نوعى تنزل ، براى سلطان تصور مىكردند . امروزه بيعت با نوشتن يا امضا و به رسميت شناختن و اعتراف به سلطنت يا حكومت كسى است كه با او بيعت مىشود . قاضى ابو بكر در فوائد الدرر گفته است : بيعت در صدر اسلام به قول بود و اكنون مكتوب است ؛ چون در آن موقع به جز قرآن چيزى را نمىنوشتند و پيغمبر ( ص ) دفتر و ديوان نداشت تا روزى به مناسبت كارى كه پيش آمد ، فرمود نام هر كس را كه اسلام را بر زبان مىآورد ، بنويسد ؛ اما اكنون به سبب هرج و مرج و فساد مردم و كمى امانت ، بايد نوشته شود . نكتهء مهم - در طبقات ابن سعد از قول عمران بن حصين آمده است : از روزى كه با پيغمبر ( ص ) بيعت كردم ، [ با آن ] دست بر عورت خود نزدهام . در احوال سلمة بن اكوع از قول عبد الرحمن بن زيد عراقى آمده است كه نزد سلمة رفتم ، دست ستبر خود را بيرون آورد همچون [ ستبرى ] پاى شتر بود ، گفت : با همين دست با پيغمبر ( ص ) بيعت كردم . عبد الرحمن گويد : دست سلمه را گرفتيم و بوسيديم . نوشتن بيعت بر عهدهء حذيفة بن يمان بود ؛ آن چنان كه در الصحيح و الاستيعاب آمده و بين صحابه ، حذيفه به صاحب سرّ پيغمبر ( ص ) معروف است . ( 2 ) ثبت عطايا در زمان پيغمبر ( ص ) ابو داود ، از عوف بن مالك روايت مىكند كه هرگاه غنايم يا درآمدى مىرسيد ، پيغمبر ( ص ) همان روز تقسيم مىكرد و به متأهلان دو سهم و به مجردها يك سهم مىداد ، و مرا پيش از عمار صدا مىكردند ، من دو سهم گرفتم و عمار يك سهم . مالك در الموطأ آورده است كه