عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )

90

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )

كتاب « 1 » آمده كه پيغمبر ( ص ) خاتمش را نزد حنظلة بن ربيع بن المربع صيفى ، برادرزادهء اكثم صيفى مىگذاشت . ( 1 ) وقتى خاتم حاضر نبود ، پيغمبر ( ص ) چه مىكرد ؟ وقتى خاتم حاضر نبود ، پيغمبر ( ص ) با ناخن علامت مىگذاشت و گاه نيز نامه را لوله مىكرد و با گل مهر مىنمود « 2 » و بدين گونه ، گفته قلقشندى ( به نقل از لطائف المعارف ثعالبى ) اشكال پيدا مىكند كه نوشته است : نخستين كسى كه از گل براى مهر كردن نامه استفاده كرد ، عمر بود . ( 2 ) مسائل مربوط به خاتم پيغمبر ( ص ) پيش از تحريم استعمال طلا براى مردان ، خاتم حضرت زرين بود . سپس آن را دور افكند و ديگر بر نداشت و خاتمى از نقره برگزيد كه نگين آن حبشى ( از جزع يا عقيق ) بود . در صحيح بخارى از انس روايت شده كه نگين نيز از جنس حلقه بود . از اين روايت ، جواز انگشترى نقره براى مردان استفاده مىشود . بر اساس روايت ابو داود و نسائى ، حلقه خاتم پيغمبر ( ص ) از آهن رنگين با نقره بر روى آن بود ، كه حمل بر تعدد خاتم پيغمبر ( ص ) مىشود و طبق آنچه در الصحيح آمده ، نقش آن « محمد رسول الله » بود . در طبقات ابن سعد ، مرسلا از ابن سيرين روايت شده كه نقش خاتم پيغمبر ( ص ) « بسم الله محمد رسول الله » بود . ابو الشيخ از انس روايت كرده « لا إله الا الله محمد رسول الله » بود . سيوطى در التوشيح گويد : اين روايت شاذّ است . اسنوى در المهمات گويد « الله » در سطر بالا ، « رسول » در سطر وسط ، و « محمد » در سطر پايين بود و از پايين به بالا خوانده مىشد تا نام خدا بالاى همه باشد . ابن حجر گويد : بر اين مطلب در هيچ حديثى تصريح نشده است . در صحيحين و كتابهاى حديث ديگر نهى شده است كه كسى طبق نقش خاتم حضرت ، خاتمى بسازد . در التوشيح آمده كه پيداست اين مربوط به زمان حضرت است ، اما اينكه در الديباج نهى ابدى شده ، مطابق ظاهر نيست . در همين كتاب آمده است كه حضرت ، نگين يا نقش خاتم را به طرف داخل دست مىچرخاند تا از زينت دور باشد . در بعضى احاديث آمده خاتم حضرت به دست راست و در بعضى آمده به دست چپ بود .

--> ( 1 ) . همان ، ص 122 . ( 2 ) . ابن حجر عسقلانى ، الاصابه ، احوال عبد الملك بن اكيدر و وهب بن اكيدر .