الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

99

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

( 1 ) و شيخ مفيد فرموده است كه : محمد بن اشعث برخاست و با عبيد الله دربارهء هانى سخن گفت كه تو منزلت وى را در اين شهر مىشناسى و به خاندان و قبيلهء او معرفت دارى و قوم او دانند كه من و دو تن از يارانم او را نزد تو آورديم پس تو را به خدا سوگند مىدهم او را به من بخشى كه من دشمنى اهل اين شهر را ناخوش دارم . عبيد الله وعده داد كه انجام دهد اما پشيمان شد و فورا فرمود : هانى را به بازار بريد و گردنش بزنيد پس او را بازو بسته به بازار گوسفندفروشان بردند و او مىگفت : « وا مذحجاه و لا مذحج لى اليوم يا مذحجاه و اين مذحج » چون ديد هيچ‌كس به يارى برنخاست دست خويش بكشيد و از ريسمان خلاص كرد و گفت : عصا يا كارد يا سنگ يا استخوانى نيست كه مردى از خود دفاع كند پاسبانان برجستند و بازوهاى او را محكم بستند و گفتند : گردن بكش گفت : در اين باره سخى نيستم و شما را در قتل خويش اعانت نمىكنم پس يكى از بستگان عبيد الله تركى رشيد نام با شمشير بزد و كارى نساخت هانى گفت : الى اللّه المعاد اللّهم الى رحمتك و رضوانك ؛ يعنى : بازگشت سوى خداست بار خدايا به سوى بخشايش و خوشنودى تو ! آنگاه ضربتى ديگر زد و هانى را بكشت . ( 2 ) و در كامل ابن اثير است كه : عبد الرّحمن بن حصين مرادى اين مرد ترك را در خازر با ابن زياد بديد و او را بكشت و خازر نهرى است ميان اربل و موصل و بدان جاى جنگى بود ميان ابن زياد و ابراهيم بن مالك اشتر و ابن زياد بدانجا كشته شد لعنه اللّه ، و عبد اللّه بن زبير ( بر وزن شريف ) اسدى در مرگ هانى و مسلم ابياتى گفت و بعضى آن را به فرزدق نسبت دهند : فان كنت لا تدرين ما الموت فانظرى * الى هانئ فى السّوق و ابن عقيل الى بطل قد هشّم السّيف وجهه * و آخر يهوى من طمار قتيل و سر اين دو شهيد را سوى يزيد فرستاد يزيد نامه‌اى به سپاسگزارى او فرستاد و نوشت مرا خبر رسيده است كه حسين عليه السّلام آهنگ عراق دارد پس پاسگاهها مرتّب كن و نگهبانان بگمار و بپاى و پاسدار و به تهمت مردم را در بند كن و به گمان بگير اما تا كسى با تو ستيز نكند وى را مكش . و در ارشاد است كه : به گمان مردم را در زندان كن و به تهمت بكش و هر خبر تازه را سوى من بنويس ان شاء اللّه . ( 3 ) مسعودى گفت : خروج مسلم در كوفه روز سه شنبه هشت روز گذشته از ذى الحجّه سال شصتم است و همان روزى است كه حسين عليه السّلام از مكه سوى كوفه روانه شد .