الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

535

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

رسيد با اشراف كوفه نزد سليمان آمدند مگر آنها كه شريك در خون حسين عليه السّلام بودند بيرون نيامدند و عمر سعد در آن وقت از ترس دشمنان خويش در قصر امارت مىخوابيد و عبد اللّه و ابراهيم با سليمان گفتند : مسلمان برادر مسلمان است با او خيانت نورزد و دغلى نكند و شما برادر و اهل شهر ماييد و محبوبترين مردم نزد ما پس دل ما را به مصيبت خود داغدار مكنيد و به خروج خويش از شمارهء ما نكاهيد با ما باشيد تا ما هم آماده شويم و چون دشمن نزديك ما رسيد با هم بر سر آنها رويم و كار زار كنيم و گفت : اگر بمانيد خراج جوخى [ 1 ] و نواحى آن را به شما گذارم . ( 1 ) و ابراهيم بن محمد همين گفت : سليمان پاسخ داد كه : اين سخن محض از نيكخواهى گفتيد و حق مشورت ادا كرديد اما كار ما با خدا و براى او است و از او خواهيم ما را به راه صواب بدارد و اكنون جز رفتن در انديشه نداريم ان شاء اللّه تعالى . عبد اللّه گفت : اندكى بمانيد تا سپاهى انبوه فراهم كنيم و با شما فرستيم با عدد بسيار با دشمن روبرو شويد ، و شنيده بودند كه عبيد الله از شام با سپاه بسيار آمده است سليمان نپذيرفت و بعد از غروب جمعه پنج روز گذشته از ربيع الآخر 65 روانه گرديد . مترجم گويد : به حساب استخراج كردم اين تاريخ صحيح است و پنجم ربيع الآخر 65 جمعه بود ) . تا به دير الاعور رسيدند بسيارى از پيروان او گريخته بودند و سليمان گفت : دوست نداشتيم اينها كه تخلّف كردند با ما بيايند و اگر مىآمدند هم تباهى مىكردند خداوند آمدن ايشان را ناخوش داشت پس از آمدن آنها مانع شد و شما را به اين مزيّت مخصوص كرد و از آنجا گذشتند تا به قبر حسين عليه السّلام رسيدند [ 2 ] يكباره فرياد زدند و بگريستند و گريه بيش از آن روز كس نديده بود و يك شبانه روز آنجا بماندند و صلوات بر او مىفرستادند و تضرّع مىكردند و از جمله سخنان ايشان بود : « اللّهم ارحم حسينا الشّهيد بن الشّهيد المهدى بن المهدى الصدّيق بن الصّديق اللّهمّ انّا نشهدك انّا على دينهم و سبيلهم و اعداء قاتليهم و اولياء محبّيهم » . و نيز گويند : چون سليمان بن صرد و ياران او به قبر آن حضرت رسيدند يكباره بانگ بر آوردند كه : اى پروردگار ما پسر و دختر پيغمبر خود را تنها گذاشتيم پس گناهان گذشته ما را

--> [ 1 ] جوخى به فتح جيم و خاء معجمهء در آخر آن الف : روستايى است در واسط و پيش از اين گفتيم خراج در اسلام ، غير از زكات و خمس است . [ 2 ] هر كس از كوفه به جانب موصل و جزيره رود از كربلا گذرد و از اين جهت گفتيم زيارت اربعين هنگام رفتن اهل بيت به شام بود .