الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

501

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

شده است . ( 1 ) از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام روايت شده كه : چون روز قيامت شود منادى فرياد زند كه : زوّار حسين عليه السّلام كجايند ؟ گروهى برخيزند كه شمارهء ايشان را جز خداى عزّ و جلّ كسى نداند خداوند گويد : زيارت قبر او براى چه كرديد ؟ گويند : اى پروردگار رسول خدا و على و فاطمه - صلوات اللّه عليهم - را دوست داريم و از آن آزارها كه به آن حضرت رسيد دل ما بسوخت به زيارت او رفتيم . خطاب آيد كه : اى محمد و على و فاطمه و حسن و حسين - عليهم السلام - با آنها پيوسته شويد كه شما با ايشان و در درجهء ايشان باشيد و زير پرچم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فراهم گرديد . پس در سايهء آن پرچم نشينند و آن را على عليه السّلام نگاهدارد تا همه با هم به بهشت روند و همه در پيش آن علم و در طرف راست و چپ باشند . مترجم گويد : پشت علم را نفرمود شايد براى آنكه امام عليه السّلام تا همهء شيعيان داخل بهشت نگردند خود در بهشت نرود و شايد غرض چيز ديگر است و اللّه العالم . ( 2 ) و در احاديث بسيار آمده است كه : زيارت آن حضرت موجب آمرزش گناهان و دخول بهشت و آزاد شدن از آتش و ريزش گناهان و رفع درجات و مستجاب شدن دعاهاست ، هر كس نزد قبر حسين عليه السّلام آيد و حق او را بشناسد خداوند گناه گذشته و آيندهء او را بيامرزد . و در روايت ديگر است كه : شفاعت او را دربارهء هفتاد گناهكار بپذيرد و نزد قبر او حاجتى نخواهد مگر روا گرداند . ( 3 ) حضرت صادق عليه السّلام با عبد اللّه بن النّجار گفت : شما به زيارت حسين عليه السّلام مىرويد و در كشتى مىنشينيد ؟ گفت : گفتم آرى . فرمود : اين را دانسته‌اى كه اگر كشتى بگردد و شما را در آب ريزد منادى فرياد مىزند كه شما پاك شديد و بهشت شما را گوارا باد . و فائد حنّاط با آن حضرت گفت : شيعيان نزد قبر حسين مىآيند با نوحه‌خوان و طعام ؟ حضرت فرمود : شنيده‌ام هر كس نزد قبر حسين عليه السّلام آيد و حق او را بشناسد گناه گذشته و آيندهء او آمرزيده شود . مترجم گويد : اين عمل كه اكنون مرسوم است در عهد امام هم بود و امام عليه السّلام آن را تقرير فرمود . ( 4 ) و در روايت آمده است كه : زوّار حسين عليه السّلام چهل سال پيش از ديگر مردم به بهشت درآيند و آن كس كه به زيارت حسين عليه السّلام رود گناهان خود را بر در سراى خويش گذارد و از آن بگذرد چنان كه يكى از شما از جسر مىگذرد و آن را در پس پشت خود مىگذارد ؛ يعنى : از شهر خود بيرون نرفته و به زيارت نرسيده گناهانش آمرزيده مىشود .