الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

449

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

نظير آن چيزى گويند . باز به ترجمه كتاب بازگرديم . ( 1 ) شيخ صدوق از جبله مكّيه روايت كرده است كه گفت : از ميثم تمّار ( قدس سره ) شنيدم كه مىگفت : به خدا قسم اين امت پسر پيغمبر خود را روز دهم محرم مىكشند و دشمنان خدا آن روز را فرخنده دارند و اين امر شدنى است و در علم خدا گذشته است و امير المؤمنين عليه السّلام پيمانى با من سپرده است و آن را مىدانم و مرا خبر داد كه هر چيز بر او بگريد حتّى وحش بيابان و ماهيهاى درياها و مرغان هوا و خورشيد و ماه و ستارگان آسمان و زمين و مؤمنان جنّ و انس و همهء فرشتگان آسمانها و زمينها و رضوان و مالك و حملهء عرش . و آسمان خون و خاكستر بارد . تا اينكه گفت : اى جبله اگر نگريستى آفتاب را سرخ مانند خون تازه بدان كه سيد الشهداء عليه السّلام كشته شده است . جبله گفت : روزى بيرون رفتم آفتاب را بر ديوارها ديدم تابيده بود مانند چادرهاى به عصفر رنگ كرده كه بر ديوار بياويزند فرياد زدم و گريستم و گفتم : و اللّه سيّدنا الحسين عليه السّلام كشته شد . ( 2 ) شيخ ابو القاسم جعفر بن قولويه قمى ( قدس سره ) باسناده از ابى عبد اللّه عليه السّلام روايت كرد كه : هشام بن عبد الملك سوى پدر من فرستاد و او را به شام برد چون بر وى در آمد گفت : يا ابا جعفر عليه السّلام ما تو را خواستيم تا چيزى بپرسيم كه سائل از آن نشايد غير من و مسئول غير تو و نپندارم كسى جواب آن را داند مگر يك تن كه جواب آن را داند . پدرم گفت : امير المؤمنين از هر چه خواهد بپرسد اگر جواب آن را بدانم بگويم و اگر ندانم بگويم نمىدانم كه راست گفتن اولى است . هشام پرسيد : خبر ده مرا از آن شبى كه على عليه السّلام كشته شد مردمى كه در آن شهر نبودند چگونه آگاه شدند بر قتل وى و به چه نشان دانستند ؟ ( گويا اين معنى هشام را معلوم بود كه در بعضى بلاد دور از كوفه پيش از آنكه چاپار و پيك تواند خبر رسانيد از قتل امير المؤمنين آگاه شدند و خبر آن ميان مردم شايع گشت دانست اين سرّ غيب است و چاره جز سؤال از امام محمد باقر نيست ) . و بازگفت : اگر آن را دانستى و جواب دادى مرا خبر ده كه آيا مانند آن نشانه براى غير قتل على عليه السّلام نيز اتّفاق افتد ؟ ( 3 ) پدرم گفت : يا امير المؤمنين چون آن شب فرا رسيد كه امير المؤمنين على بن ابى طالب كشته شد هيچ سنگ از زمين بر نداشتند مگر زير آن خون تازه و سرخ يافتند و آن شب كه هارون برادر موسى كشته شد همان علامت پديدار گشت و همچنين آن شب كه يوشع بن نون