الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
438
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
اشك مىآميخت و همچنين بود تا به رحمت حق پيوست . مترجم گويد : گاه باشد كه اسم عدد را مجازا بر مقدارى نزديك به آن اطلاق كنند و اين از قواعد لغت و فصاحت خارج نيست ؛ مثلا چيزى نزديك ده من است به تقريب گويند ده من ؛ و گروهى نزديك هزار نفرند گويند هزار نفر به تقريب ، مگر حشويه كه مجاز را در قرآن روا ندانند . و بعض عوام كه از مجاز چيز ديگر مىفهمند و پندارند امام عليه السّلام مجاز در كلام خويش نياورد با آنكه خدا و پيغمبر مجاز در كلام آورند چون باشد كه امام مجاز نگويد : گوييم رحلت امام زين العابدين عليه السّلام - چنان كه شيخ طوسى در كتاب تهذيب و ديگران گفتهاند - در سال 95 بود سى و چهار سال پس از واقعهء عاشورا و سى و چهار سال به چهل سال نزديك است امام جعفر صادق عليه السّلام به تقريب چهل فرمود و از آن سى و چهار خواست . و اينكه فرمايد : آن حضرت همه روز روزه بود و همه شب به عبادت ايستاده نيز به تغليب و مجاز است ؛ يعنى غالبا روزه بود چون روزه بعض ايام حرام است و بعضى مكروه و نيز صوم دهر مطلقا مرجوح است . باز به ترجمه كلام سيد بازگرديم : ( 1 ) يكى از موالى و بستگان آن حضرت حكايت كرد كه روزى به صحرا بيرون رفت و من در پى او رفتم او را يافتم بر سنگى درشت پيشانى نهاده است و من ناله و گريهء او را مىشنيدم و هزار بار گفت : « لا إله الّا اللّه حقّا حقّا لا إله الّا اللّه تعبّدا و رقّا لا إله الّا اللّه ايمانا و صدقا » . پس سر از سجده برداشت و محاسن و روى او را ديدم از سرشك ديدهتر بود گفتم : يا سيدى وقت آن نرسيده است كه اندوه تو تمام شود و گريهء تو اندك گردد ؟ با من گفت : ويحك يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم پيغمبر و پيغمبرزاده بود و دوازده فرزند داشت خداوند يكى از آنها را ناپديد كرد موى سرش از اندوه سپيد شد و پشتش از غم خم گشت و ديدهاش از گريه نابينا شد با آنكه فرزندش در جهان زنده بود و من پدر و برادر و هفده نفر از خاندان خود را از دست دادم ديدم كشته و افتاده بودند چگونه اندوه من به آخر رسد و گريهام اندك شود ؟ ( 2 ) شيخ ابو جعفر طوسى - رحمه اللّه - باسناده از خالد بن سدير روايت كرده است كه گفت : امام صادق عليه السّلام را پرسيدم از مردى كه جامهء خويش را بر مرگ پدر و مادر و برادر و يكى از خويشان خود به درد فرمود : باكى نيست موسى بن عمران بر برادرش هارون عليهما السّلام جامه چاك زد و نبايد مرد بر مرگ فرزند و نه شوهر بر مرگ زن جامه به درد امّا زن مىتواند بر مرگ شوهر جامه چاك كند . تا اينكه فرمود : دختران فاطمه عليها السّلام گريبان بر حسين عليه السّلام دريدند و لطمه