الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
42
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
مقتل اوست آن را نزد خود نگاهدار وقتى خون شد بدان كه حبيب من كشته شده است . امّ سلمه گفت : اى رسول خدا از خدا بخواه اين شرّ را از او دفع كند . گفت از خداى خواستم اما به من وحى فرمود كه : او را درجهاى است به سبب شهادت كه هيچ يك از آفريدگان به آن نمىرسد و او را شيعهاى است كه شفاعت مىكنند و شفاعت آنها پذيرفته مىشود و مهدى از فرزندان حسين است ؛ پس خوشا كسى كه از دوستان حسين عليه السّلام و شيعهء اوست ايشانند و اللّه فائزين در روز قيامت » . ( 1 ) حديث بيست و پنجم به سند متّصل از شيخ صدوق به اسنادش از ابى عبد الله عليه السّلام كه فرمود : « آن اسماعيل كه خداوند در كتاب خود گفته است : وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا [ 1 ] . اسماعيل پسر ابراهيم نبود بلكه پيغمبرى ديگر بود از پيغمبران خدا كه خدا وى را مبعوث كرد قوم او او را بگرفتند و پوست سر و روى او را كندند پس فرشتهاى نزد او آمد و گفت : خداى جلّ جلاله مرا سوى تو فرستاده است هر چه خواهش تو باشد بفرماى . گفت : من به آنچه با حسين عليه السّلام مىكنند تأسّى مىكنم » . ( 2 ) حديث بيست و ششم ابو جعفر طوسى به اسنادش از زينب بنت جحش زوجه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : « روزى پيغمبر خدا نزد من خفته بود پس حسين عليه السّلام بيامد و من او را مشغول مىكردم كه مبادا پيغمبر را بيدار كند ناگاه غافل شدم و او داخل خانه شد و من در پى او رفتم وى را يافتم بر شكم نبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نشسته و زبينه بر ناف آن حضرت گذاشته بول مىكند خواستم او را برگيرم پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : اى زينب او را رها كن تا فارغ شود چون فارغ شد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وضو ساخت و به نماز برخاست و چون سجده كرد حسين عليه السّلام بر پشت او نشست پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن قدر درنگ كرد تا حسين عليه السّلام فرود آمد و چون ايستاد حسين عليه السّلام بازگشت و پيغمبر او را برداشت تا از نماز فارغ شد پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دستها بگشود و مىگفت : اى جبرئيل ! به من بنماى به من بنماى . گفتم : يا رسول اللّه امروز تو را ديدم كارى كردى كه پيش از اين نديده بودم ؟ ! گفت : آرى جبرئيل نزد من آمد و مرا به حسين عليه السّلام تعزيت گفت و خبر داد كه امّت من او را مىكشند و خاكى سرخ بياورد » .
--> [ 1 ] سوره مريم ، آيه 54 .