الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

386

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

( 1 ) فصل دوازدهم / در ذكر چند واقعه در راه شام بدان كه ترتيب منازلى كه در آن فرود آمدند و شب ماندند يا گذشتند معلوم نيست و در هيچ‌يك از كتب معتبره ذكر نشده است بلكه در بيشتر آنها كيفيت مسافرت ايشان مذكور نيست اما در بعض منازل حوادثى اتفاق افتاد كه در اين كتاب بدانها اشارت مىكنيم . ابن شهر آشوب در مناقب گويد : از مناقب حسين عليه السّلام آثارى است كه از مشاهد ميان راه از كربلا تا عسقلان ظاهر گشت در موصل نصيبين و حماة و حمص و دمشق و غير ذلك و اين مواضع را مشهد الرأس نامند . ( 2 ) مؤلف گويد : از اين عبارت آشكار گرديد كه سر مبارك را در اين جاىها مشهدى معروف بود اما مشهد دمشق جايى است معلوم و من به زيارت آن مشرف گشتم . و اما مشهد رأس الحسين عليه السّلام در موصل در روضة الشهداء گويد كه : آن مردم چون به موصل رسيدند خواستند به شهر اندر آيند سوى اهل آن شهر فرستادند و زاد و علوفه خواستند و اينكه شهر را آرايش كنند و آيين بندند مردم موصل متّفق گشتند كه حوائج آنها را فراهم كنند و بيرون فرستند و آنها به شهر نيايند و در بيرون شهر منزل كنند و از همانجا به شام روانه شوند و آنها نيز چنين كردند در يك فرسنگى موصل فرود آمدند و سر مطهّر را بر سنگى نهادند و از آن قطرهء خونى بر سنگ بچكيد پس از آن در هر سال روز عاشورا از آن خون مىجوشيد و مردم از اطراف نزديك آن سنگ مىآمدند و عزاى آن حضرت برپا مىكردند و همچنين بود تا به عهد عبد الملك مروان بفرمود كه آن سنگ را به جاى ديگر بردند و ديگر اثرى از آن معلوم نگشت ليكن در آن مقام گنبدى ساختند و مشهد نقطه نام نهادند انتهى ملخّصا . امّا واقعه نصيبين در كامل بهايى مسطور است كه : چون به نصيبين رسيدند منصور بن الياس به آراستن شهر بفرمود بيش از هزار آيينه به كار آرايش رفت و آن ملعون كه سر مطهر