الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

36

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

( 1 ) حديث هشتم به همان سند از شيخ فقيه ابى القاسم بن قولويه به سندش از ابن خارجه از ابى عبد الله عليه السّلام كه گفت : « حسين بن على عليه السّلام گفت : من كشتهء اشك چشمم و با حزن و اندوه كشته شدم و بر خداست كه غمگينى به زيارت من نيايد مگر آنكه او را شادان به اهل خود برگرداند » . ( 2 ) حديث نهم به سند متّصل از شيخ الطائفة ( قدس سره ) از مفيد از ابى عمرو عثمان دقّاق از جعفر بن محمد بن مالك از احمد بن يحيى اودى از مخول بن ابراهيم از ربيع بن منذر از پدرش از حسين بن على عليه السّلام كه فرمود : « هيچ بنده‌اى نيست كه چشمش براى ما يك قطره بچكاند ، يا فرمود : قطره‌اى اشك بريزد مگر اينكه خداوند روزگارها او را در بهشت جاى دهد . احمد بن يحيى اودى گفت : آن حضرت را در خواب ديدم و گفتم : مخول بن ابراهيم از ربيع بن منذر از پدرش از تو روايت كرد ( همان عبارت ) . فرمود : آرى . گفتم : در اين صورت اسناد ميان من و تو ساقط شد » . و گويند « حقب » ( روزگارها ) در اين حديث كنايه از دوام است . ( 3 ) حديث دهم به سند متّصل از ابن قولويه به اسنادش از ابى عماره منشد كه گفت : « هرگز در هيچ روزى نام حسين بن على عليه السّلام نزد ابى عبد الله صادق عليه السّلام برده نشد كه آن روز آن حضرت خندان ديده شود تا شب ، و آن حضرت مىگفت : الحسين عبرة كلّ مؤمن ؛ يعنى حسين سبب ريزش اشك هر مؤمنى است . » ( 4 ) حديث يازدهم به اسناد خود متّصلا از على بن ابراهيم از پدرش از ابن محبوب از علاء از محمّد از ابى جعفر عليه السّلام مىفرمود : « هر مؤمنى كه چشمش براى كشته شدن حسين بن على عليه السّلام اشك بريزد تا بر گونه‌اش روان گردد خداوند او را در بهشت در غرفه‌ها جاى دهد كه روزگارها در آن بماند . و هر مؤمنى كه چشم او اشك بريزد تا بر گونه‌اش روان شود براى رنج و آزارى كه از دشمن بما رسيد در دنيا خداوند او را در جايگاه راستى در بهشت جاى دهد . و هر مؤمنى كه در راه ما رنجى بيند و چشم او گريان شود تا اشكش بر دو گونه‌اش روان شود از زحمت و