الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

347

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

به همان يك بار تمسّك كنند و اگر سهو بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روا باشد چگونه تمسّك توان كرد ؟ ! بازگوييم امورى ديگر از وظايف شخص امام است و ديگران را دانستن آن واجب نيست او خود تكليف خود داند و ما گاهى بر حسب ظاهر ادلّه چيزى مىگوييم و اگر نگوييم و ندانيم نيز تقصير نكرده‌ايم مثل اينكه آيا امام را جايز است چون بر مسلمانى خشم گيرد و عقوبت او خواهد خانهء او را خراب كند و بسوزاند چنان كه در تواريخ آمده است كه چون على عليه السّلام جرير بن عبد اللّه بجلى را به شام فرستاد و او با معاويه مباهله كرد آن حضرت فرمود خانهء او را خراب كردند اين عمل امير المؤمنين خود دليل جواز است ولى تكليف خود اوست و ندانستن ما تقصير نيست . در فقه گويند : پسر بزرگتر اولى است به پدر خود در نماز و كفن و دفن و ساير امور وى و البتّه اگر امامى از دنيا برود و دو پسر داشته باشد يكى بزرگتر مانند عبد اللّه افطح فرزند حضرت صادق عليه السّلام و ديگرى كوچكتر مانند حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام ولايت پدر با امام است كه وصىّ او است هر چند سنّا كوچكتر باشد نه با آن پسر بزرگتر . امّا اينكه آيا امام خودش بايد مباشر تجهيز باشد يا مىتواند ديگرى را مأمور كند يا راضى شود به عمل ديگرى ؟ اينها وظايف خود امام است و دانستن آن بر ما واجب نيست . پس اگر امام زين العابدين عليه السّلام از كوفه به كربلا آيد براى حضور در دفن پدرش چنان كه مضمون بعضى احاديث است يا نيايد و همانجا به عمل بنى اسد و دفن آنها راضى باشد چنان كه از كلام شيخ مفيد و حديث زائده از على بن الحسين عليهما السّلام معلوم مىشود خود داند و دانستن آن بر ما واجب نيست . امّا علماى ما مانند شيخ طوسى - رحمه اللّه - حديثى روايت كرده‌اند در احكام غسل ميّت از معاوية بن عمّار كه از خواصّ اصحاب امام جعفر صادق عليه السّلام است كه آن حضرت وصيت كرد معاوية بن عمّار او را غسل دهد ، و پس از نقل اين حديث تعجّبى ننمودند و آن را تأويل نكردند معلوم مىشود اكثر اين علما مانند شيخ مفيد - رحمه اللّه - روا مىشمردند غير معصوم مباشر غسل معصوم گردد البتّه با رخصت يا رضايت ولىّ او . و اينكه بايد حتما مباشر غسل معصوم ، معصوم باشد بين متأخّرين اخباريين معروف شده است و در ميان علماى سابق كه عارف به مسائل كلام و عقايد اين فرقه بودند ثابت نبود و اين همه كتاب كه قدما در كلام و اصول عقايد و يا خصوص امامت نوشتند و شرايط امام را بر شمردند از اين معنى نام نبردند . ( 1 ) مؤلف گويد : از حضرت امام محمد تقى عليه السّلام روايت است كه : چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به