الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
325
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
( 1 ) فصل اول ( ملهوف ) راوى گفت : به ربودن ملبوس آن حضرت پرداختند پيراهن او را اسحاق بن حيوه ( به فتح حاء مهمله و سكون ياء دو نقطه و فتح واو بر وزن خيمه ) حضرمى بر گرفت و بپوشيد و پيس شد و موى او بريخت . و روايت شده است كه : در پيراهن او بيش از صد و ده زخم يافتند از اثر تير و نيزه و شمشير و امام صادق عليه السّلام فرمود : بر پيكر مبارك امام عليه السّلام سى و سه جاى نيزه و سى و چهار جاى شمشير يافتند و سراويل او را ابحر ( در كتبى كه به صحّت آنها اعتماد بيشتر است بحر ، بىهمزه آمده است ) بن كعب تميمى برداشت . و روايت است كه : او زمينگير شد و پاهاى او خشك گرديد و از حركت بماند و عمامهء او را اخنس بن مرثد بن علقمهء حضرمى و بعضى گويند جابر بن يزيد اودى - لعنه اللّه - برداشت و بر سر بست و ديوانه شد . مترجم گويد : اگر شيعى اندكى از خاك قبر او بردارد شفاست براى او و اين دشمنان جامهء تن امام را برداشتند و آنان را موجب مرض شد كه مؤثّر در اينجا نيّت و اخلاص است ، و نعلين او را اسود بن خالد گرفت و انگشترى را بجدل بن سليم كلبى ( بحدل به حاء مهمله صحيح و به جيم مشهور است و سليم به صيغهء تصغير بر وزن زبير ) و انگشت آن حضرت را با خاتم ببريد و چون مختار او را دستگير كرد هر دو پا و هر دو دست او را جدا كرد و همچنان گذاشت در خون خود مىغلطيد تا هلاك شد و قطيفهء آن حضرت را كه از خز بود قيس بن اشعب برداشت وزره او را كه موسوم به تبراء بود عمر سعد بر گرفت و چون به امر مختار عمر سعد را بكشتند آن زره را به قاتل وى ابى عمره بخشيد و شمشير آن حضرت را جميع بن خلق اودى