الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
319
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
و اين باب را به ابياتى چند از مرحوم آخوند ملّا غلامحسين جدّ خود ختم مىكنم و از ناظران و مطالعه كنندگان التماس دعا دارم شرم دار اى آسمان از روى احمد شرم دار * شرم دار ، شرم دار آزرم دار كجمدارى چند و تا كى اى سپهر كجمدار * شرم دار ، شرم دار آزرم دار پردهء ناموس احمد را گسستى تاروپود * اى حسود ، آتش بيداد زود ز اطلس زرتارت از كين بگسلاند پود و تار * شرم دار ، شرم دار آزرم دار از غم بشكسته پر مرغان بستان رسول * هم بتول ، بلبل بىدل ملول و آنچنان خود كه نشناسد قفس از شاخسار * شرم دار ، شرم دار آزرم دار طائران قدس را هر لحظه آه كودكان * زان ميان ، گشته برق آشيان بس كه بر شد بر بگرد و نشان شرار شعله بار * شرم دار ، شرم دار آزرم دار