الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
272
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
و سيّد الشّيب مع الشّبّان پس هفده سوار را به خاك انداخت و عثمان بن خالد جهنى او را بكشت . و از تاريخ طبرى نقل است كه : مختار دو تن را دستگير كرد كه در خون عبد الرّحمن بن عقيل بن ابى طالب و ربودن جامههاى او شريك بودند و اين دو در جبّانه كوفه بودند ، يعنى ميدان يا قبرستان و گردن آنها را بزد و جثهشان را به آتش بسوخت - لعنة اللّه عليهما - ( 1 ) ديگر جعفر بن عقيل ( رض ) مادر او ام الثّغر بنت عامر از بنى كلاب است و بعضى گويند : مادرش خوصاء بنت عمر بن عامر كلابى است به جنگ بيرون شد و مىگفت : انا الغلام الابطحىّ الطّالبي * من معشر في هاشم من غالب و نحن حقا سادة النّوائب * هذا حسين اطيب الأطايب ( طبرى ابو الفرج و كامل ) پس عبد اللّه بن عزرة خثعمى تيرى بر او افكند و او را بكشت ( مناقب ) و او دو تن بكشت و به قول ديگر پانزده سوار و بشر بن سوط همدانى او را شهيد كرد . ( 2 ) و عبد اللّه اكبر ابن عقيل مادرش امّ ولد است و قاتل وى چنان كه از مدائنى نقل شده عثمان بن خالد بن اشيم جهنى و مردى از همدان بود . و ديگر محمد بن مسلم بن عقيل ( 3 ) مادرش امّ ولد بود و قاتل او ابو مرهم ازدى و لقيط بن اياس جهنى است به روايت ابى الفرج از ابى جعفر محمد بن على باقر عليهما السّلام . ( 4 ) ديگر محمد بن ابى سعيد بن عقيل ابو الفرج گفت : مادر او امّ ولد و به روايت مدائنى از ابى مخنف از سليمان بن ابى راشد از حميد بن مسلم قاتل او لقيط بن ياسر جهنى بود به تيرى كه بيفكند بر وى . و محمد بن على بن حمزه گفت كه : جعفر بن محمّد بن عقيل با وى كشته شد و هم گفت : شنيدم از مردى كه