الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

260

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

نشانهء اندوه پديدار گشت چنان كه همه دانستند و گفتند : يا رسول اللّه تو را چه شد ؟ گفت : ما آن خاندانيم كه خداوند آخرت را براى ما بر دنيا برگزيد . به ياد آوردم آنچه را از امّت من به خاندان من مىرسد از كشتن و از وطن دور كردن و آواره ساختن . ( ارشاد ) پس على اكبر ابن الحسين عليهما السّلام پيش رفت و مادرش ليلى بنت ابى مرّة بن عروة بن مسعود ثقفى است . ( 1 ) و مؤلف گويد : عروة بن مسعود يكى از چهار تن است كه در اسلام آنان را مهتر عرب مىشمردند و يكى از آن دو مرد است كه كفار قريش پنداشتند اگر خدا كسى را به رسالت خواهد برگزيد آنها سزاوارند بدان قال تعالى : وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ [ 1 ] و همو است كه قريش او را در صلح حديبيه فرستادند و كافر بود و با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم صلح كرد و در سال نهم ( هشتم ) هجرت كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از حصار طائف بازگشت مسلمانى گرفت و از آن حضرت دستورى يافت كه به منزل خود بازگردد و قوم خويش را به اسلام خواند هنگامى كه اذان نماز مىگفت يكى او را تيرى افكند و از آن درگذشت . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون بشنيد گفت : مثل عروه مثل آن رسول است كه خداوند در سورهء ياسين [ 2 ] ياد كرده است قوم خويش را سوى خدا خواند و او را بكشتند .

--> [ 1 ] سوره زخرف ، آيه 31 . [ 2 ] در اين حديث نبوى كه سوره ياسين را نام مىبرد و همچنين احاديث متواترهء بسيار كه نام سوره‌ها در آن برده شد دليل قطعى است كه اين سور در زمان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرتب شده و آيات در جاى خود قرار گرفته بود و مردم آنها را مىشناختند و در حافظه يا مكتوب داشتند كه تا پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىفرمود سورهء بقره يا احزاب يا ياسين مردم ملتفت مىشدند كدام سوره را مىفرمايد . و از اينكه سوره برائت بسم اللّه ندارد به خوبى معلوم مىشود كه در ترتيب آيات و تركيب سور ذوق و سليقهء مردم به كار نرفته و محض متابعت نصّ رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كرده‌اند و اخبار آحادى كه مخالف اين ادلّه قطعيه است قابل اعتماد نيست . و نيز در خود قرآن كريم است فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ از آنها معلوم مىشود اين سوره‌ها و اينكه كدام آيه در كدام سوره باشد در عهد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و به دستور او بود و هم مىبينيم در اول سورهء المر است و در سورهء ديگر الر در چند سوره حمّ است در يك سوره حمعسق در سوره طمس در سورهء طسم و به همين ترتيب با عنايت خاص به حروف اين سوره‌ها را تنظيم كردند در عهد خود پيغمبر و سليقه به كار نبردند . و نيز معلوم است كه وقتى سوره‌اى وحى مىشد نويسندگان وحى مىنوشتند و از روى آن نسخه‌هاى بسيار برداشته مىشد و هزاران مردم از حفظ مىكردند و در تمام عربستان منتشر مىشد و هر سوره را هزاران نفر از برداشتند و نوشته بودند و لو اينكه يك نفر همه سوره‌ها را يك جا از بر نداشت يا ننوشته بود نمىدانيم چرا بعضى مردم به راويان حديث نسبت سهو نمىدهند كه غالبا يك نفرند و به راويان قرآن كه هزاران نفر بودند نسبت سهو و غلط مىدهند ؟ ! و شيخ صدوق در اعتقادات خود گويد : اعتقاد ما آن است قرآن كه خداوند بر پيغمبرش صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرستاد همين است كه در دست مردم است بيش از اين نيست و شماره سوره‌هاى آن صد و چهارده است تا اينكه گويد : و هركس به ما نسبت دهد كه ما مىگوييم بيش از اين است دروغ گويد . و مانند همين سيد مرتضى - رحمه اللّه - و شيخ طبرسى در مجمع البيان گفته است و بالاتر از همه علّامهء حلّى ( ره ) در تذكره گويد كه : اين