الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

24

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

( 1 ) شجاعت امام حسين عليه السّلام امّا شجاعت آن حضرت چنان بود چون آن حضرت قصد عراق كرد عبيد الله بن زياد لشكرهاى بسيار به مقابله وى فرستاد سى هزار سوار و پياده پىدرپى يكديگر تا او را محاصره كردند و همهء جوانب بر او بستند با آن شمارهء بسيار و سلاح كامل و از او خواستند به حكم ابن زياد فرود آيد و با يزيد بيعت كند و اگر ابا فرمايد مهيّاى جنگى شود كه رگ و تين و حبل وريد را قطع كند و ارواح را به محلّ اعلى رساند و اجساد را بر روى خاك افكند . او متابعت جدّ و پدر كرد راضى به ذلّت نشد و حميّت را به مردم آموخت و مرگ زير سايهء شمشير را برگزيد پس خود و برادران و اهل بيت او براى محاربه برخاستند و كشته شدن را بر متابعت يزيد ترجيح دادند و آن گروه لئيم فاجر آنان را فرو گرفتند و بر آنها تير باريدند و حسين عليه السّلام مانند كوه بر جاى ثابت بود و عزيمت او را هيچ چيز سست نكرد ؛ پاى او در ميدان جنگ از كوهها نيز محكمتر بود و دل او از هول قتال مضطرب نمىشد . و قوم او از لشكريان ابن زياد بسيار كشتند و مشرف به مرگ ساختند و مجروح كردند و از اينان كسى كشته نشد مگر پس از آنكه اسراف كرد در قتل مهاجمين ، و بسيارى از آنها را كشتند پس از آن خود كشته شدند . و آن حضرت مانند شير خشمگين بر هيچ كس نمىتاخت مگر به ضرب شمشير كار او را مىساخت و او را فرش زمين مىكرد . نقل كرده‌اند از يكى از روات كه گفت : « فو اللّه ما رأيت مكثورا قطّ قد قتل ولده و اهل بيته و اصحابه اربط جاشا و لا امضى جنانا منه و لا اجرأ مقدما و اللّه ما رأيت قبله و لا بعده مثله » . يعنى : « نديدم مرد تنهاماندهء مصيبت رسيده‌اى را كه فرزندان و اهل بيت و ياران او كشته شده باشند بدين قوّت قلب و آرامش دل و جرأت در اقدام نه پيش از او ديدم مانند وى و نه بعد از او » . روايت است كه : « ميان آن حضرت و وليد والى مدينه نزاعى بود در زمينى ، پس حضرت دست فرا برد و عمامهء وليد را از سر او برگرفت و در گردنش بست » . ( 2 ) در احتجاج از محمد سائب روايت كرده است كه : « مروان بن حكم روزى به حسين بن على عليهما السّلام گفت : اگر افتخار شما به فاطمه نباشد به چه چيز بر ما فخر مىكنيد ؟ حسين عليه السّلام بر جست و حلق او را بگرفت و بفشرد و آن حضرت سخت قوى پنجه بود و عمامهء مروان را بر گردن او پيچيد تا بيهوش شد » . مؤلّف گويد : شجاعت آن حضرت ضرب المثل است و شكيبايى او در ميدان جنگ ديگران