الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

232

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

( 1 ) يادآورى ابى ثمامهء صائدى نماز را و كشته شدن حبيب بن مظاهر ( طبرى ) ابو ثمامهء صائدى عمرو بن عبد اللّه چون اين بديد ( يعنى گم شدن اصحاب ) حسين عليه السّلام را گفت : يا ابا عبد اللّه جانم فداى تو باد اين مردم را بينم با تو نزديك شدند و تو كشته نشوى تا من پيش تو كشته شوم و دوست دارم كه اين نماز پيشين كه وقت آن نزديك است گزارده به لقاى پروردگار رسم . پس حسين عليه السّلام سر برداشت و گفت : نماز را به ياد آوردى خداى تو را از نمازگزاران و ذاكران محسوب گرداند آرى اينك اول وقت نماز است آنگاه گفت : از اين مردم بخواهيد دست از ما بدارند تا نماز گزاريم . حصين بن تميم گفت : نماز شما مقبول نيست . ( 2 ) حبيب بن مظاهر گفت : اى خر گمان برى كه نماز آل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مقبول نيست و نماز تو مقبول است پس حصين بر آنها تاخت و حبيب بن مظاهر به مقابلت او بيرون شد و روى اسب او را به شمشير بزد و بخست و حصين را بر زمين انداخت اصحاب او آمدند و او را رها كردند و حبيب اين ابيات گفتن گرفت : اقسم لو كنّا لكم اعدادا * أو شطركم ولّيتم الاكتادا يا شرّ قوم حسبا و آدا [ 1 ] و هم در آن روز اين رجز مىخواند : انا حبيب و ابى مظهّر [ 2 ] * فارس هيجاء و حرب تسعر انتم اعدّ عدّة و اكثر * و نحن اوفى منكم و اصبر و نحن اعلى حجّة و اظهر * حقّا و اتقى منكم و اعذر و نبردى سخت كرد . مقتل محمد بن ابى طالب موسوى حكايت شده است كه : شصت و دو مرد را هلاك ساخت [ 3 ] .

--> [ 1 ] يعنى : اگر ما به شمارهء شما بوديم يا نيمهء شما بوديم شما پشت مىكرديد اى بدگوهرترين و بىنيروترين مردم . و مقصود از كلمهء اخير اين است كه از خود اراده نداريد و آلت دست اين و آن شويد . [ 2 ] در تاريخ طبرى « مظاهر » است . [ 3 ] در تاريخ طبرى ذكر اين عدّه نيست و نوعا اين اعداد را مناقب ابن شهر آشوب روايت مىكند و عجب نبايد داشت و نظير اين در قصّهء جنگ مسلم ( ره ) نيز بگذشت كه چهل و دو تن را بكشت و عجب‌تر از همه مقاومت آن اندك مردم است از صبح تا عصر با آنكه بايد يك