الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

200

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

بر روى او ريخت ( تا به هوش بازآمد ) و با او گفت : « يا اختاه اتّقى اللّه و تعزّى بعزاء اللّه و اعلمى انّ اهل الارض يموتون و انّ اهل السّماء لا يبقون و انّ كلّ شىء هالك الّا وجه اللّه الّذى خلق الخلق بقدرته و يبعث الخلق و يعودون و هو فزد وحده ( جدّى خير منّى خ ) ابى خير منّى و امّى خير منّى و اخى خير منّى ( ولى خ ) و لكلّ مسلم برسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اسوة » ( 1 ) يعنى : اى خواهر از خداى بترس و به شكيبايى از جانب خداى تسلّى جوى و بدان كه اهل زمين مىميرند و اهل آسمانها نمىمانند و هر چيز فانى شود مگر وجه اللّه ، همان خدايى كه خلق را به قدرت خود آفريد و باز آنها را برانگيزاند و بازگرداند و خدا خود تنهاست ، جدّ من به از من بود و پدرم به از من و مادرم و برادرم بهتر از من بودند و من و هر مسلمانى را بايد به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تأسّى جستن و به امثال اين سخنان او را تسليت داد و با او گفت : « يا أخيّة انّى اقسمت عليك فابرّى قسمى لا تشقّى علىّ حبيبا و لا تخمشى علىّ وجها و لا تدعى علىّ بالويل و الثّبور اذا انا هلكت » . اى خواهرك من تو را سوگند مىدهم سوگند مرا راست گردان گريبان بر من مدر و روى نخراش و چون من هلاك شوم زارى و شيون بر من بلند مكن . مترجم گويد : اين مكالمات را عينا به زبان عربى آوردم و به ترجمه قناعت نكردم از غايت بلاغت كه در اين سخنان بود شايد خواننده در آن نكته‌اى بيند كه ما در نيافته باشيم و همهء نكات سخنان بليغ را در ترجمه نتوان آورد . آنگاه زينب را نزد من آورد و بنشانيد و نزد اصحاب رفت و بفرمود تا خيمه‌ها را نزديك يكديگر زدند و ريسمانها در هم افكند و فرمود كه خود در ميان چادرها باشند و از يك سوى با دشمن روبرو شوند و خيمه‌ها در پشت سر و بر جانب دست راست و دست چپ آنان باشد و از هر سوى سراپرده‌هاى آنان را در ميان گرفته باشد مگر از همان جانب كه دشمن روى بديشان دارد . و امام عليه السّلام به جاى خود بازگشت و همه شب به نماز و استغفار و دعا و تضرّع بايستاد و اصحاب همچنان بيدار بودند نماز مىگزاشتند و دعا و استغفار مىكردند انتهى كلام المفيد . ( 2 ) و مؤلف گويد : و شب تا صبح مانند زنبور عسل در زمزمه بودند و در ركوع و سجود ايستاده بودند و نشسته و دأب حسين عليه السّلام همين بود بسيار نماز و در صفات خود تمام و كامل و آن حضرت چنان بود كه فرزند وى امام مهدى - صلوات اللّه عليه - گفت : « كان للقرآن سندا و للامّة عضدا و في الطّاعة مجتهدا حافظا للعهد و الميثاق ناكبا عن سبل الفسّاق باذلا للمجهود طويل الرّكوع و السّجود زاهدا في الدّنيا زهد الرّاحل عنها ناظرا اليها به عين