الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
193
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
تو آيا ما را امان دهى و فرزند پيغمبر را امان نباشد ؟ ( 1 ) ( ملهوف ) و در روايت ديگر است كه : عباس بن على عليه السّلام بانگ زد دستت بريده باد چه بدامانى است اينكه آوردى اى دشمن خدا آيا مىگويى برادر و سرور خود حسين عليه السّلام بن فاطمه عليه السّلام را رها كنيم و در فرمان لعينان و لعينزادگان درآييم ؟ ! و مناسب است دربارهء ايشان اين ابيات : نفوس ابت الّا تراث أبيهم * فهم بين موتور لذاك و واتر لقد الفت ارواحهم حومة الوغى * كما آنست اقدامهم بالمنابر راوى گفت : پس شمر - لعنة اللّه - خشمناك به لشكر خود بازگشت آنگاه عمر سعد فرياد زد : يا خيل اللّه اركبى و بالجنّة ابشرى : يعنى : اى لشكر خدا سوار شويد و شادمان باشيد كه به بهشت مىرويد پس مردم سوار شدند و بعد از نماز عصر عازم جنگ گرديدند . ( 2 ) ( كامل ) و در حديث مروى از حضرت صادق عليه السّلام است كه : تاسوعا روزى است كه حسين عليه السّلام را با اصحاب او - رضى اللّه عنهم - محاصره كردند و لشكر اهل شام گرد او بگرفتند شترهاى خود را آنجا خوابانيدند و پسر مرجانه و عمر بن سعد به بسيارى لشكر مسرور شدند و حسين عليه السّلام را ضعيف ديدند و به يقين دانستند ياورى براى او نمىآيد و اهل عراق او را مدد نمىكنند بابى المستضعف الغريب . و چون عمر سعد بانگ زد اصحاب او سوار شدند و نزديك سراپردههاى حسين عليه السّلام آمدند ( ارشاد . كامل . طبرى ) حسين عليه السّلام جلوى خيمهء خويش نشسته به شمشير تكيه داده و سر بر زانو نهاده بود خواهرش زينب ضجّهاى بشنيد و نزديك برادر آمد و گفت : اين بانگ و فرياد را نمىشنوى كه پيوسته بما نزديك مىشود ؟ حسين عليه السّلام سر از زانو برداشت و گفت : در اين ساعت رسول خدا را در خواب ديدم با من گفت : تو در اين زودى نزد ما آيى . پس خواهرش سيلى بر روى زد و شيون كرد و بانگ و وا ويلاه بر آورد . حسين عليه السّلام با او فرمود : هنگام شيون نيست اى خواهر خاموش باش خدا تو را رحمت كند . ( 3 ) ( ارشاد . طبرى ) و عبّاس بن على عليه السّلام با او گفت : برادر اين گروه آمدند . حسين عليه السّلام برخاست و گفت با عبّاس : جانم بفداى تو سوار شو و آنان را ملاقات كن و بپرس چه تازه اتّفاق افتاده است و براى چه آمدهاند . عبّاس با بيست سوار بيامد و زهير بن قين و حبيب بن مظاهر با آنها بودند و عبّاس گفت : مقصود شما چيست و چه مىخواهيد گفتند : فرمان امير آمده است كه با شما بگوييم يا به حكم