الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

114

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

تو چه خواهيم كرد ؟ گفت : آرى . دست و پاى مرا مىبريد و بردار مىآويزيد . زياد گفت : و اللّه حديث او را دروغ مىگردانم او را رها كنيد برود چون خواست خارج شود زياد گفت : سوگند به خدا كه چيزى از براى او نمىيابم بدتر از آنكه صاحب او خبر داد و دست و پاى او ببريد و بر دارش آويزيد . رشيد گفت : هيهات هنوز چيز ديگرى مانده است كه امير المؤمنين عليه السّلام مرا خبر داد . زياد گفت : زبان او را هم ببريد . رشيد گفت : اكنون خبر امير المؤمنين عليه السّلام درست آمد و دليل راستى او ظاهر گشت . مترجم گويد : از تشابه و مجازات آنها عجب نبايد داشت چون در يك عصر مجازاتها نوعا يكى است چنان كه در زمان ما دار است در آن وقت دست و پا بريدن بود .