محمد بن حسين رازي
441
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )
ننوشت كه اگر آنجا نوشتى از بهر عداوت ايشان لوح سنگ بشكستندى هم نام ايشان و هم نام ملوك و انبياء ديگر محو شدى ، و چون اسماء ائمه بر سور مس نقش كرد و آن ديگر بر الواح لاجرم و هر دو مانده است و محو نشده است . بدان كه آنچه از اول اين جلد تا اينجا كه ياد كرديم از اخبار و اشعار جمله دليل روشن است و بيان را هيچ عذرى نيست بر آنكه اعداد ائمه عليهم السلام دوازده است و اين امامان از عترت رسول باشند ، طاهر و مطهر ، و هر كه دعوى امامت كرد غير اينها او نه امام بود و تصرف در حق ايشان كرد . و هر كه تصرف كند در حق كسى بىدستورى وى غاصب باشد . اما قومى از حسد و عداوت ، كينهء اهل بدر از ايشان بازخواهند ، و چون حقشان بدست گرفتند ، و خونشان بريختند . بعد از آن هزار ماه بفرمودند تا در بلاد اسلام [ گ 20 ] تا سالها بر ايشان لعنت مىكردند و هر كه نمىكرد او را مىكشتند تا زمان ابو مسلم كه او دمار از آن سگان ملاعين برآورد . بعد از آن جماعتى كه مانده بودند خود نام اهل سنت و جماعت كردند ، و گفتند آن قوم را هيچ نشايد گفت ، دشمنان خاندان رسول صلى اللّه عليه و آله لعنت نشايد كرد و آنكه ايشان را دشمن دارد رافضى و گمراه باشد ، و هر كه يكى از صحابه يا ابو بكر يا عمر دشمن دارد ضال و گمراه باشد ، و مستوجب غرامت و ملامت باشد . پانصد سال بلكه ششصد سال است تا شيعت على تفحص مىكنند كه علت چيست كه دشمن صحابه ضال و گمراه باشد و براءة از ايشان واجب و دشمنان على و اولاد را دوست مىبايد داشت ، و ايشان را دوست نمىبايد داشت و لعنت نشايد كرد ؟ ! به هيچ طريق معلوم نمىشود . خدايا تو داور باش آن قوم را بدانچه با اهل بيت رسول صلى اللّه عليه و آله سلم و شيعه ايشان كردند و مىكنند ، در هر دم هزاران لعنت و نفرين فرست بر اعداء آل محمد و دوستان و مواليان ايشان . بدان كه شخصى از كراميه كتابى كرده است ، از جمله خرافات كه در آنجا