محمد بن حسين رازي

428

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )

رسول صلى اللّه عليه و آله رو با من كرد ، و نور ازو چون برق مىتافت ، گفت : اى جارود ، تو و قومت در وعده تأخير كرديد و من وعده داده بودم در سال اول كه با قوم نزد وى آيم آن سال بگذشت و نيامدم و دو سال حديبية به پا آمدم « 1 » . گفتم نفس من فداء تو باد ، يا رسول اللّه ، توقف من از آنجا بود كه قوم اجابت من نمىكردند تا اين وقت كه خداى تعالى ايشان را بر تو آورد تا بهره‌مند شوند از آن چيز كه نزد تو است ، و ايشان كه نيامدند حظ خود فوت كردند ، آن بزرگتر عقوبت است ، و اگر آوازه تو شنيده بودى تا ترا ديده بودندى از نزد تو نرفتندى كه برهان حق نزد تو است و در اصل تو . و من در دين نصارى بودم پيش از آنكه نزد تو بودم . چون نزد تو [ گ 12 ] آمدم ترك آن كردم كه نزد تو هست آنچه ثواب بسيار كند و گناه‌ها محو كند و رب از مربوب راضى كند . رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : تو بدان سزاوارى . اكنون نزديك شو به وحدانيت و ترك كن نصرانيت را . گفتم گواهى دهم كه خدا يكى است و او را شريك نيست و تو بنده و رسول اويى ؛ اسلام آوردم پيش از آنكه ترا و اخبار تو از پيش شناخته بودم . رسول صلى اللّه عليه و آله تبسم كرد . گويى معلوم او بود كه به ابنا چه مىخواهم . رو با من و قوم من كرد . گفت : در ميان شما كسى هست كه قس بن ساعده ايادى مىشناسد ؟ گفتم : يا رسول اللّه ، همه او را مىشناسيم الا كه من به اخبار او از ايشان عالم‌تر و بر آثار او واقف‌تر [ م ] . قس بن ساعده سبطى بود از اسباط عرب ، پانصد سال عمرش بود ، و پنج عمر در بيابان‌ها مىگرديد تسبيح و تهليل خداى عز و جل مىكرد بر منهاج عيسى

--> فلك الحوض و الشفاعه و الكوثر * و الفضل اذ ينص سؤالا خصك اللّه يا بن المنة الخير * اذا ما بكت سجالا سجالا انبأ الاولون باسمك فينا * و با سماء بعده تتلالا ( 1 ) - در اصل : ما كدم