محمد بن حسين رازي

423

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )

نداند يا اگر داند نگويد تا حجت نباشد بر وى ، و من از بهر آن ترا خبر دادم از اين نعوت كه من از اولاد هارونم ، به محمد ايمان دارم ، از يهود پنهان كنم و بر كس ظاهر نكنم بعد از تو ، تا بميرم . گفتم : از بهر چه ؟ گفت : از بهر آنكه در كتب آباء مىيابم از فرزندان هارون كه ما ايمان نياريم اما در باطن مؤمن باشيم تا اين وقت كه قائم بيرون آمد از فرزندان وى مهدى آنكه از ما او را دريابد ايمان ظاهر كند و بدانچه نعت كرده است محمد را فرزند آخرين او را بدان نعت كرده است . پرسيدم كه به چه نعت كرده است ؟ گفت : بدان : ليظهره على الدين كله ، چنان كه محمد و عيسى پديد آيد و موافق وى باشد در دين محمد . گفتم : مرا تفسير اين نعوت بگو . گفت : بگويم نگه دار و با كس مگوى الا آنكه اهل بود و موضع امانت . اما تفونيث اول اوصيا باشد و وصى آخر انبيا و قيدار دوم اوصيا باشد و اول عترت اصفيا ، و ادوئيل دوم عترت بود و سيد شهدا ، و مفسام سيد جمله عابدان باشد ، و مشماع وارث علم اولين و آخرين باشد ، و اذوما مظهر و مفسر مشكلات بود ، و ميشا بهترين محبوسان بود در حبس ظالمان ، و هذاذاد ، آنكه دور باشد از وطن و ممنوع بود از رجوع با وطن ، يتما ، آنكه عمرش كوتاه بود و آثار علم او بسيار ، به طول ، نام چهارم بود نام اول ، يافش هم نام عم بود يعنى حسن و اقيدما ، آنكه غايب شود از مادر و پدر و اتباع به فرمان خداى خداى تعالى و قائم بود به حكم بارى عز اسمه . در ذكر آنچه مخالفان روايت كرده‌اند از حسن بصرى : روايت كند ابو الحسن عبد الصمد بن على الطبسى ، از ابو محمد حسن بن - على بن علويه قطان ، از اسماعيل بن عيسى عطار از داود بن مرقان و مبارك بن فضاله ، از حسن بصرى كه او مرفوع كند كه رسول صلى اللّه عليه و آله گفت :